ترجمه اين شعر لورکا را
بهیاد و خاطره
زهرا کاظمی
تقديم می کنم
هزار
توها،
آفریدههای زمان،
نیست میشوند.
(تنها
دشتِ سترون میماند.)
دلِ آدم،
سرچشمهء همهء آرزوها،
نیست میشود.
(تنها
دشتِ سترون میماند.)
صبح دروغین
و بوسهها
نیست میشوند.
آنچه میماند
تنها
دشت سترون است.
دشتی پُر خروش.