اين ترجمه از
غزليات حافظ را
بهخاطر بسپاريد!
خسرو
ناقد
بهتازگی ترجمهای تازه از
غزليات حافظ بهزبان آلمانی منتشر شده است. بههمين سادگی!؟ نه.
استادی آلمانی بهنام «يوآخيم وُللِبِن» (Joachim Wohlleben) که زبان و
ادبيات کلاسيک سرزمينهای شرق نزديک را در دانشگاه کلمبيا آمريکا و سپس در
دانشگاه برلين و کوتاه زمانی نيز در دانشگاه پکن تدريس میکرده و آثاری
دربارهی هومر و گوته و بوشنر انتشار داده است، و از بخت خوش زبان فارسی را
نيز خوب میدانسته است، نزديک بهدو دهه، خود را با ترجمهی ديوان غزليات
حافظ مشغول میدارد و زمانی که سرانجام در سال ۲۰۰۴ ميلادی نتيجه تلاش
ساليان دراز او مراحل چاپ را در چاپخانه سپری میکرده است، شوربختی را بين
که درست چهار هفته پيش از آن که کتاب منتشر شود و او «حاصل عمر» خود را
بهصورت کتاب بتواند ببيند، در شصت و هشت سالگی ديده از جهان فرو میبندد.
در نمايشگاه کتاب فرانکفورت بخت يارم بود و در غرفه ناشری آلمانی که بيشتر
آثار فلسفی و کتابهايی پيرامون تاريخ ادبيات منتشر میکند، اين ترجمهی
تازه از غزليات حافظ بهزبان آلمانی بهچشمم خورد. کتاب را سفارش دادم و
اکنون پيش روی من است. مترجم، نسخ ای را که زندهياد پرويز ناتلخانلری
تصحيح کرده، اساس کار خود قرار داده و تمام غزليات حافظ - دقيقاً ۴۸۶ غزل
را ترجمه کرده است. ولی ترجمه غزليات بهنثر است، منظوم نيست. اما نثری
روان و رسا و خوانندهی آلمانیزبان را با گوهر عزليات حافظ آشنا میکند.
ظاهراً مترجم توصيه گوته را بکار گرفته که در يادداشتها و رسالههايی برای
درک بهتر «ديوان غربی - شرقی» گفته است که سخن منثور با خنثی كردن همه
ويژگیهای صنعت شاعری و حتی با كاستن از وجد و حال شاعرانه و آوردن آن
بهسطح فهم همگانی، زمينه آشنايی اوليه با آثار ادبی فرهنگهای ديگر را
فراهم می آورد و از اين طريق بهترين خدمت را در حق ما انجام می دهد. گوته
بر اين باور بود که مثلاً اگر حماسه نيبلونگن نيز از همان آغاز بهصورت
نثری روان ترجمه و منتشر میشد و در دسترس همگان قرار میگرفت، هم نفوذ و
تأثير آن در ميان مردم بيشتر می بود و از آن فايدهی بيشتری نصيب ما میشد
و هم میتوانست معنای بینظير، پُراهميت، شگفت و غريب زندگی سلحشوران و
صلابت سرودههای حماسی قرن ۱۲ ميلادی را با توانايی تمام بهما منتقل کند.
گوته سپس نتيجه میگيرد که بهتر خواهد بود آثاری چون شاهنامه فردوسی و
منظومهها و مثنویهای نظامی گنجهای در ابتدا بهنثری روان و رسا ترجمه
شود تا ما نخست با مطالعهی داستانها و افسانهها و اسطورههای شرقی،
بهطور کلی با آنها خو کنيم و انس و اُلفت گيريم و بهتدريج با خُلق و خو و
طرز فکر شرقيان آشنا شويم. سپس زمان آن فرا خواهد رسيد که ترجمههايی منظوم
از اين آثار بهدست دهيم.
اين ترجمه از غزليات حافظ بهزبان آلمانی را بخاطر بسپاريد! من در آيندهای
نزديک در همين جا بهمعرفی کامل و بررسی و نقد آن خواهم پرداخت.