سال سوم - شماره۷۴۱

يكشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۵ - - ۲۳ آوريل ۲۰۰۶

فراز و فرودهاى انديشه سياسى در ايران
186405.jpg

شرق: ماهيت دانش سياسى در ايران دوره اسلامى چيست؟ گفتمان هاى دانش سياسى چگونه ظاهر شدند؟ كتاب «قدرت و دانش در ايران» سعى دارد پاسخ اين دو پرسش را در چارچوب تحقيقى علمى بيان كند. شجاع احمدوند در مقدمه كتاب خود مى نويسد: «بدون ترديد انديشه و سياست اكنون محصول سه ميراث بزرگ فكرى است: يكى كاخ بلند انديشه ايرانشهرى خصوصاً نظريه شاهى ايران، دوم؛ عقلانيت سياسى سنتى ايران، سوم؛ وجوه عمده اى از تمدن و تجدد غربى كه در دوره منجر به انقلاب مشروطه و متعاقب آن در ايران رسوخ كرد. كتاب قدرت و دانش در ايران مى كوشد به سئوال هايى در مورد چگونگى تقسيم قدرت در ايران پس از اسلام پاسخ گويد. كتابى مشتمل بر ۹ فصل به بررسى ساختار قدرت در ايران پس از اسلام مى پردازد.فصل اول كتاب با تكيه بر مورد ابن خلدون شرايط امكان دانش سياسى را بررسى مى كند. در فصل دوم ضمن نقد نظريه غزالى در مورد قدرت كه دانش را نه متاثر از شرايط عينى و بيرونى بلكه آن را در نفسانيات عالم دانسته، اين روش را در تضاد با نظريه هاى نويسنده قرار مى دهد. در سه فصل پايانى كتاب به چگونگى تداوم سلطنت مطلقه، تصادم با قدرت هاى مغرب زمين و نحوه گسترش دانش سياسى متاخر در ايران توجه خاصى شده است.دكتر شجاع احمدوند دانش آموخته و مدرس علوم سياسى در دانشگاه علامه طباطبايى است كه آخرين اثر او توسط انتشارات فرهنگ و انديشه به چاپ رسيده است. «قدرت و دانش در ايران» با حجمى در حدود ۳۷۶ صفحه به قيمت ۴ هزار و ۲۰۰ تومان به فروش مى رسد.

نويسا:ويژه زن كُرد

186408.jpg

شرق: «نويسا نشريه اى است با زمينه تحليلى جهت طرح مسائل اجتماعى _ فرهنگى در كردستان.» گاهنامه نويسا با اين جمله خود را معرفى مى كند. نويسا در اين شماره كه عنوان آن فمينيسم/ زن كرد است، سعى دارد به بيان ابعاد معرفت شناختى و روش شناختى مسئله زن در كردستان بپردازد. در مقدمه خود ابتدا به شرايط مختلف ساختارى و تاريخى جامعه كرد مى پردازد و بيان مى كند كه «فمينيسم به عنوان يكى از دستاوردهاى جهان مدرن كه هم اكنون در جهان پسا مدرنيستى در حال رشد و اشاعه است، با ورود به جهان هاى اجتماعى ديگر با موضوعات، پرسش ها و چالش هاى جديدى مواجه مى شود كه متفاوت از موارد مربوط به جوامع خاستگاه اين نحله فكرى است. بدين ترتيب تجربه كرد بودن، هويت كردى، زبان كردى، شرايط جغرافيايى،  مذهب، اقتصاد، آداب و رسوم كردها، نظام فئودالى اجتماعى _ اقتصادى، گروه هاى حاكم و... همه از مولفه هايى هستند كه مى تواند مورد توجه روشنفكران و از جمله طرفداران حقوق زن، چه به عنوان امر مثبت و چه به عنوان امر مانع، قرار بگيرد.»نويسا در اين شماره خود بحث فمينيسم را در دو بخش دنبال مى كند. بخش اول كه شامل سه مقاله نخست است به معرفى تاريخچه، ديدگاه و نظريات مختلف فمينيسم مى پردازد كه اين مقالات عبار تند از مرورى تاريخى بر ادبيات فمينيستى، نظريه هاى فمينيستى و زن ميان دو گفتمان مدرن و قبيله گرايى. شش مقاله بعدى يعنى مقالات پدرسالارى، فرار دختران، راهكارها، فولكلور و فانتزى: حضور زن در سنت شفاهى كردى، رمان كردى و زنان رمان نويس، زبان شاعر و گفتمان فمينيستى، پزشك، راز يا جادو؟ و به سيماى زن كرد در صوفى گرى معاصر بيشتر سعى كرده اند به مسائل و موضوعات خاص جامعه كرد در رابطه با مسئله فمينيسم بپردازند.در ميان اين مقالات مى توان به مقاله زن ميان دو گفتمان مدرن و قبيله گرايى نوشته حامد ابوزيد (ترجمه جليل كريمى) اشاره كرد. ابوزيد در اين مقاله توجه خود را بيشتر به مسئله زن در جوامع عربى _ اسلامى معطوف مى كند و در سه بخش قبيله گرايى:  تقليل و نابودى فرديت، گفتمان نوزايى: مبارزه با تبعيض جنسى، طاهرالحداد: گذر از دواليسم به شرح و بسط موضوع مى پردازد. وى اهميت اين موضوع را اين گونه مطرح مى كند «آنچه براى من اهميت دارد، تمايل به ايدئولوژى قبيله گرايى از همان آغاز ظهور اوليه خود به هنگام بحران هاى ناشى از شكست ۱۹۶۷ براى تجزيه نظام و ساخت هايى است كه در اساس مدرن مى باشند و در نهايت به تقليل و نابودى فرديت مى گرايد.» و در ادامه مطرح مى كند كه در قبيله گرايى هستى فرد به جنسيت مونث _ مذكر تقليل داده مى شود و رابطه اى كه ايجاد مى كند سلطه تام مذكر بر مونث است. بدين ترتيب فرد فرديت خويش را از دست مى دهد. اين فردهاى عارى از فرديت در آغاز در جست وجوى هويت خويش به تاريخ و تبار گذشته خود روى مى آورند.ابوزيد دربخش دوم به جريان تاريخى اشاره مى كند كه در آن با شعار «دين براى خدا و وطن براى همه» به حفظ جامعه در مقابل قبيله گرايى كه از بيرون آن را تهديد مى كرد مى پردازد. او معتقد است كه «وحدت ملى» و «آزادى زن» پيوندى است كه دست كم بر جريان قبيله گرايانه مسئله زن در گفتمان معاصر اسلام تاكيد دارد.در بخش آخر به جريان ها و افرادى كه در نوسازى اسلامى موثر بوده اند اشاره مى كند. ابوزيد جريان قبيله گرايى را ضدگفتمان نوزايى مى داند. در جريان قبيله گرايى فرديت به دليل جبران كمبودهاى خود در من خود مى دمد تا خود را بزرگ و نيرومند جلوه دهد، در اين شرايط تعيين هويت براساس دين است.در گفتمان قبيله گرايى زن عنصر فرودست محسوب مى شود، اما در گفتمان نوزايى چون هيچ عنصرى به تنهايى ارزش ندارد، پس توهين و تحقير زن در واقع تحقير خود است.«در فرودستى زن و فرادستى مرد نيز هيچ نوع عقلانيتى وجود ندارد و اين همان حقيقت روشنى است كه هنوز هم در ذهن ما نمى گنجد.»

كلام خدا چه زيباست

پژوهشى تازه درباره زرتشت و اوستا

پنجمين شماره  حقوق اساسى

ترجمه اى شاعرانه از قرآن به زبان آلمانى

كلام خدا چه زيباست

خسرو ناقد
186393.jpg

مشخصات
كتابشناسى ترجمه روكرت از قرآن:

Der Koran.
In der Uebersetzung von Friedrich Rueckert.
Herausgegeben von Hartmut Bobzin,
mit erklaerenden Anmerkungen von Wolfdietrich Fischer.
Wuerzburg, 5. Auflage 2005.


براى اروپاييان و به طور كلى آن دسته از مردمان مغرب زمين كه از سويى تاريخ معاصر سرزمين هاى اسلامى را با دقت و نيز با دغدغه خاطر پيگيرى مى كنند و از سوى ديگر نمى خواهند بر اساس رويدادهاى دو سه دهه گذشته، به ويژه آنچه در سال هاى اخير در كشورهاى اسلامى به وقوع پيوسته است، درباره اسلام و مسلمانان داورى كنند، مشكل و مانع بزرگى وجود دارد. اينان بر خلاف توده هاى وسيعى كه با پيشداورى هاى قديمى و نگاه هاى كليشه اى به شرق مسلمان مى نگرند، مبناى شناخت خود را بر اخبار و گزارش هاى جنجال برانگيز خبرنگاران و روزنامه نگاران و نوشته هاى سطحى و كتاب هاى كم مايه اى كه درباره اسلام منتشر مى شود، قرار نمى دهند. اين گروه كوچك حتى مطالعه آثار و تحقيقات پرمايه اسلام شناسان و شرق شناسان را به تنهايى براى شناخت بنيادين از اسلام كافى نمى دانند، بلكه مى خواهند با مراجعه مستقيم و بى واسطه به سرچشمه اصلى اسلام، يعنى قرآن، اين دين را بشناسند و از تأثير شگفت آن بر مسلمانان و حيات اجتماعى و زندگى شخصى آنان آگاهى يابند. اما مشكل بزرگ عدم دسترسى به ترجمه اى گويا و رسا و جذاب و حتى الامكان نزديك به متن اصلى است كه در آن نه تنها درونمايه قرآن به بهترين وجه بازگو شده باشد، بلكه قادر باشد برونمايه قرآن و به خصوص جنبه هاى زيباشناسانه آن را نيز به خوبى بنماياند؛ ترجمه اى كه خواننده را هم با معنا و مضمون و محتواى قرآن و هم با اعجاز زبانى قرآن و با سبك و زبان شعرگونه آن آشنا و دمساز كند.
البته مشكل ترجمه قرآن، مشكلى نيست كه فقط مردمان مغرب زمين براى مطالعه قرآن و شناخت بلاواسطه از اسلام با آن درگيرند؛ مسلمانانى نيز كه زبان مادرى شان غير از زبان عربى است، همواره در تلاش  بوده اند تا ترجمه اى هر چه نزديك تر  به كلام  الله به دست آورند. از اين رو شگفت آور نيست وقتى مى بينيم كه به رغم آنكه ترجمه هايى گوناگون از قرآن به زبان هاى بسيارى يافت مى شود، هنوز مترجمان مى كوشند تا با به دست دادن ترجمه اى تازه از كتاب مقدس مسلمانان، به متن و محتوا و زبان قرآن نزديك تر شوند. با اين همه هنوز هم ترجمه اى كه تمام رمز و رازهاى زبانى قرآن و اشارات عرفانى آن را بتواند بازگو كند، به هيچ زبانى در دست نيست و شايد هرگز نيز _ همانگونه كه قرآن پژوهان و هم عامه مردم مسلمان معتقدند _ ترجمه اى درست و واقعى از قرآن امكان پذير نباشد. آيا اين امر را نيز بايد در شمار «معجزات اين كتاب آسمانى» گذاشت؟
ناگفته پيداست كه در اينجا سخن صرفاً پيرامون چگونگى ترجمه قرآن است. وگرنه پيداست كه مسايل و مشكلات مربوط به تفسير و تأويل معنوى قرآن و به دست دادن قرائت هايى تازه از آن در همه حال به مشكل ترجمه افزوده مى شود. امر ترجمه كمتر به درك و دريافت معناى حقيقى وحى الهى و مسايل و مشكلات مربوط به تفسير و تأويل معنوى قرآن مى پردازد و بيشتر معناى لفظى و ظاهرى و درك زيباشناسانه قرآن را در نظر دارد. البته ترجمه اى جامع الااطراف خود بى گمان از جمله تمهيداتى است كه به فهم معناى حقيقى و باطنى قرآن مى تواند يارى رساند؛ قرآنى كه به گفته لويى ماسينيون، شرق شناس شهير فرانسوى، «كليد جهان بينى مسلمانان است» و يا به بيان زيباى محمد آركون، اسلام پژوه معاصر، كه قرآن را «هماهنگ سازى موسيقايى و معناشناسى» مى خواند. به هر حال، مسئله تفسيرهاى گوناگونى كه به زبان هاى مختلف درباره قرآن در دست است و جدل و مناظره مفسران پيرامون آن و به ويژه قرائت هاى گوناگونى كه دينداران نوانديش مسلمان در سال هاى اخير از قرآن به دست داده اند، خود مبحثى كمابيش جداگانه است كه در اين گفتار كوتاه جايى براى پرداختن به آن در اختيار نداريم.
در ميان اروپاييان شايد آلمانى زبانان بيشترين توجه را به ترجمه قرآن و تحقيق درباره آن مبذول داشته اند. اصولاً سنت مطالعات شرق شناسى و اسلام شناسى و پژوهش هاى ايران شناختى در سرزمين هاى آلمانى زبان و به ويژه در كشور آلمان، پيشينه اى طولانى دارد و با نام دانشمندان و پژوهشگرانى چون «يوزف فون هامر- پورگشتال»، «فريدريش روكرت»، «هاينريش فريدرش فون ديتز»، «هلموت ريتر»، «تئودور نولدكه»، «فريتز وولف»، «هانس هاينريش شدر»، «هرمان اته»، «ريچارد هارتمان»، «آنمارى شيمل» و «هاينتز هالم» پيوند خورده است. امروز نيز اين سنت ديرين پايدار مانده است و گرچه نه به گسترش دوره هاى آغازين، اما همچنان تداوم دارد و هم اكنون در هجده دانشگاه رشته هاى شرق شناسى و ايران شناسى داير است و در بسيارى از مراكز علمى و تحقيقاتى، مطالعات و پژوهش هايى در زمينه تاريخ و فرهنگ و ادبيات مشرق زمين صورت مى گيرد. به ويژه در سال هاى اخير كه رويكرد به مسايلى كه در پيوند با اسلام و حيات مسلمانان است، بيشتر و گسترده تر گشته و توجه شرق شناسان آلمانى به شرق مسلمان و مسايل مربوط به آن بيشتر شده است. هم اكنون اسلام شناسان نه تنها به تحقيق درباره تاريخ و گذشته سرزمين هاى اسلامى مى پردازند، بلكه پيرامون چگونگى برخورد مسلمانان با مسائل دنياى جديد و مشكلات توسعه و تحولات اجتماعى در كشورهاى اسلامى نيز مطالعاتى وسيع و سودمند انجام مى دهند و آرا و افكار بديع و نظريه هاى تازه انديشمندان مسلمان كشورهايى نظير مصر و ايران و تركيه را با دقت و علاقه بسيار پى گيرى و بررسى مى كنند. اما پژوهش هاى قرآنى هنوز يكى از حوزه هاى مهم مطالعات شرق شناسى است.
قرآن تاكنون چندين بار به زبان آلمانى ترجمه شده است. ولى ترجمه شاعرانه Friedrich Rueckert «فريدريش روكرت»  (۱۷۸۸ تا ۱۸۶۶ ميلادى) كه به رغم قدمت آن تازه ترين ترجمه اى است كه در كشورهاى آلمانى زبان منتشر شده است، با اقبال محافل علمى و دانشگاهى و اعجاب قرآن پژوهان و اسلام شناسان مواجه گشت. و اين در حالى است كه تاريخ اين ترجمه به بيش از صد و پنجاه سال پيش از اين برمى گردد و در اين مدت تقريباً به دست فراموشى سپرده شده بود. حال چه شده است كه اين ترجمه از قرآن پس از يك قرن و نيم به طرز شايسته اى چاپ و منتشر شده و مورد توجه و تحسين قرار گرفته است؟ چنان كه پيشتر اشاره كردم، از قرآن ترجمه هاى بسيارى به اغلب زبان هاى اروپايى صورت گرفته كه نخستين آنها ترجمه اى است به زبان لاتين كه «روبرت فون كتون» انگليسى به سفارش راهب بزرگ «پتروس ونرابليس» به انجام رساند و در سال ۱۱۳۴ ميلادى (۵۳۸ هجرى قمرى) در اسپانيا منتشر شد. اين ترجمه اما فقط در دسترس عده اى خاص قرار داشت. درست چهار قرن بعد، يعنى در سال ۱۵۴۳ ميلادى، اين ترجمه با نظرخواهى و نيز با مقدمه اى از «مارتين لوتر»، مصلح دينى كليساى عيسوى و بانى مذهب پروتستان، در شهر بازل سوئيس به چاپ رسيد و در دسترس عالمان علوم دينى قرار گرفت. انتشار اين ترجمه از قرآن كه چاپ دوم آن چند سال بعد از اين در زوريخ منتشر شد، تقريباً همزمان بود با انتشار كتاب مقدس مسيحيان به زبان آلمانى كه مارتين لوتر براى نخستين بار انجام داده بود و يكى از موارد بروز اختلاف وى با كليساى مسيحى در آن دوران محسوب مى شد. بعدها نيز ترجمه هايى به زبان هاى ايتاليايى، هلندى، فرانسوى، انگليسى و آلمان انتشار يافت كه در ابتدا اساس كار مترجمان همين متن لاتينى قرآن بود.
اما نخستين ترجمه قرآن از زبان اصلى، به سال ۱۶۴۷ ميلادى به زبان فرانسوى در پاريس منتشر شد. «آندره دوريه» كه مدت زمانى طولانى كنسول فرانسه در آسياى صغير بود، قرآن را از زبان عربى و با استفاده از تفسيرهاى مسلمانان به فرانسه ترجمه و منتشر كرد. اندكى بيش از صد سال پس از آن، در سال ۱۷۴۶ ميلادى، ترجمه آلمانى قرآن با عنوان «انجيل تركى» با ترجمه «تئودور آرنولد» در شهر فرانكفورت انتشار يافت. اساس اين ترجمه اما، ترجمه اى به زبان انگليسى بود كه «ژرژ سال» به سال ۱۷۳۴ به انجام رسانده بود. ترجمه آرنولد تنها از آن رو بااهميت تلقى مى شود، چون «وولفگانگ فون گوته» به هنگام تحقيق درباره اسلام و نگارش مؤخره «ديوان غربى- شرقى» اين ترجمه را در اختيار داشت و هموست كه پس از مطالعه قرآن و تحت تاثير زبان قرآن در فصل «يادداشت هايى براى درك بهتر ديوان غربى- شرقى» نوشت كه با در نظر داشتن سبك قرآن كه با مضمون و مقصود آن هماهنگى دارد، نبايد از تاثير عظيم آن به شگفت آمد. به هر حال، اولين ترجمه اى كه از زبان عربى مستقيماً به آلمانى صورت گرفت، در سال ۱۷۷۲ ميلادى بود كه «داويد فريدريش مگرلين» به انجام رساند و اين بار نام «انجيل تركى يا قرآن» بر آن گذارده شد. اين ترجمه كه گوته در نقدى، از آن به عنوان «دستاوردى نكبت بار» ياد مى كند با نقشى از پيامبر اسلام بر مس قلم زده مزين شده كه بر آن نوشته شده بود «محمد، پيامبر دروغين». اين ترجمه از قرآن و اين توهين آشكار به پيامبر اسلام در واقع در تداوم سنتى قرار داشت كه از قرون وسطى در مغرب زمين به يادگار مانده بود.
از آن زمان تاكنون و به ويژه در پى پژوهش هاى گسترده اى كه در اواخر قرن نوزده و نيمه اول قرن بيستم ميلادى درباره اسلام صورت پذيرفت، ترجمه هاى بسيارى به زبان هاى اروپايى از قرآن صورت گرفت كه ترجمه هاى پالمر و بل به زبان انگليسى در سال ۱۸۸۰ و ۱۹۳۷ ميلادى و نيز ترجمه بلاشر به زبان فرانسوى در سال ۱۹۴۹ ميلادى از مشهورترين آنهاست. ترجمه روسى كراچسكووسكى نيز كه پس از مرگ او در سال ۱۹۶۳ ميلادى به چاپ رسيد، در زمره ترجمه هاى باارزش قرآن است. در حال حاضر جز ترجمه روكرت، سه ترجمه معتبر از قرآن به زبان آلمانى در كتاب فروشى هاى كشورهاى آلمانى زبان يافت مى شود كه يكى ترجمه «ماكس هنينگ» است كه نخستين بار در سال ۱۹۰۱ ميلادى انتشار يافت و چندين بار باز چاپ شده است. ديگرى ترجمه اى است از «رودى پارت» كه چاپ اول آن به سال ۱۹۶۳ ميلادى منتشر شد و بيشتر مورد استفاده دانشجويان و دانش پژوهان قرار مى گيرد و سرانجام ترجمه اى از «عادل خورى» كه در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. اما آنچه درباره اين ترجمه ها بايد مورد تأكيد قرار گيرد، آن است كه تمامى آنها به منظور انتقال معنا و محتواى ظاهرى قرآن صورت گرفته  كه گاه با اشارات تاريخى نيز همراه است. از اين رو، به رغم دقت در برگرداندن متن اصلى، گاه خشك و بى روح و خسته كننده اند و بيشتر به دقت و تلاششان در نزديكى به متن اصلى شهرت دارند؛ ولى مترجمان سبك و زبان قرآن و جنبه هاى زيباشناسى كلام  الله و روح نهفته در آن را يا به هيچ وجه در نظر نگرفته اند و يا به آن كمتر توجه داشته اند.
ترجمه شاعر و زبان شناس و شرق شناس آلمانى فريدريش روكرت از قرآن اما درست نقطه مقابل ترجمه هايى است كه تاكنون به زبان آلمانى منتشر شده است. اين ترجمه كه به خودى خود از حيث زبان شناسى و به لحاظ زيباشناسى شاهكارى در زبان آلمانى محسوب مى شود، هر چند در اينجا و آنجا كاملاً دقيق و عيناً مطابق با متن اصلى نيست، اما براى نخستين بار سبك قرآن و زيبايى و شكوه كلام خدا را به خواننده آلمانى زبان مى نماياند و او را به شگفت و تحسين وامى دارد. نبوغ روكرت در فراگيرى زبان هاى گوناگون، در دوران او زبانزد خاص و عام بود. او كه به زبان هاى يونانى كهن، لاتين، سنسكريت، فارسى، عربى و تركى تسلط داشت، خيلى زود خود را با قرآن و ترجمه آياتى از آن مشغول داشت و با آن انس و الفت گرفت. او نخست پاره اى از ترجمه هاى شاعرانه خود را از آيات قرآن در سال ۱۸۲۴ ميلادى منتشر كرد.مجموعه دست نوشته هاى روكرت از ترجمه قرآن _ كه متاسفانه دربرگيرنده تمام متن اصلى نيست- پس از مرگش و در سال ۱۸۸۸ ميلادى، به مناسبت صدمين سالگرد تولد او و به خواست خاندانش، به كوشش شرق شناس آلمانى «آگوست مولر» به چاپ رسيد. اما از آن زمان تاكنون اين ترجمه بى نظير و ارزشمند گمنام و مهجور مانده بود. اكنون پس از گذشت بيش از صد سال از اولين چاپ آن به صورتى نفيس و با كمال زيبندگى و پاكيزگى به كوشش «هارتموت بوبتزين» و با توضيحات و اشارات سودمند «وولف ديتريش فيشر» منتشر شده است.
روكرت از همان آغاز كار ترجمه قرآن، درصدد ترجمه متن كامل تمام سوره ها نبود و از اين رو در دست نوشته هاى او گاه آياتى و گاه حتى سوره اى از قلم افتاده است. زيبايى كلام خدا و توانايى روكرت در بازنويس كردن آن به زبان آلمانى را در «سوره الاخلاص»، يكى از كوتاه ترين سوره هاى قرآن به خوبى مى توان مشاهده كرد:


Sprich: Gott ist Einer,
Ein ewig reiner,
Hat nicht gezeugt und ihn gezeugt hat keiner,
Und nicht ihm gleich ist einer.
 

از فريدريش روكرت كه به عنوان «پدر شرق شناسى آلمان» از او ياد مى شود، افزون بر ترجمه قرآن آثار ديگرى نيز به جا مانده است؛ از آن جمله ترجمه منظوم اشعار گلستان سعدى كه در سال ۱۸۴۷ ميلادى به انجام رساند، بهترين و زيباترين ترجمه اى است كه تا كنون از اين دفتر منتشر شده است. ترجمه روكرت از گلستان نزديك به پنجاه سال بعد از اتمام آن و بيش از سى سال پس از مرگ او، براى نخستين بار در «مجله تاريخ ادبيات تطبيقى» به سال ۱۸۹۵ ميلادى منتشر شد. روكرت خود در سال ۱۸۵۱ براى اولين بار در «دفتر يادداشت هاى شاعرانه» خود اشاره اى به ترجمه بخش منظوم گلستان دارد. او بوستان سعدى را نيز به صورت زيبايى به آلمانى ترجمه كرد كه انتشار اين كتاب نيز در زمان حيات او به انجام نرسيد و نخستين بار در سال ۱۸۸۲ ميلادى منتشر شد. روكرت گزيده اى از شاهنامه فردوسى و شمارى از غزليات سعدى را نيز به آلمانى ترجمه كرد. طرفه آنكه ترجمه او از اين دو اثر نيز در زمان حيات او منتشر نشد. غزليات سعدى بيست و هفت سال پس از مرگش، در سال ۱۸۹۳ ميلادى به چاپ رسيد.

پژوهشى تازه درباره زرتشت و اوستا

پژمان اكبرزاده
186396.jpg

در سال هاى اخير، گرايش بسيارى به پژوهش درباره پيامبر ايرانى، زرتشت، و كيش او پديد آمده و آثار گوناگونى نيز در اين زمينه به چاپ رسيده است. يكى از تازه ترين كتاب ها در اين باره، «پيامبرآريايى؛ ريشه هاى ايرانى در كيش هاى جهانى» نوشته اميد عطايى است كه به وسيله انتشارات عطايى به علاقه مندان ارائه شده است. كتاب در پانزده بخش اصلى با عنوان هاى «خدايگان سخن»، «گفتگوهاى زرتشت»، «پير مغان»، « زرتشت استوره اى»، «كيش هاى كهن»، «يك دين و دو خدا»، «همرنگى هاى دو فرهنگ»، «خويشاوندان ودايى»، «مرز مهرآيين»، « اژدهاى رام مغان»، «خدايان خاموش»، «زرتشت مزدايى»، «زرتشت زروانى»، «زرتشت ميترايى» و «مكاشفات تاريخى زرتشت» نگاشته شده است.
در كتاب، كوشش شده كه تعريفى فراگير و روشن از اوستا ارائه شود و همچنين زواياى گوناگون شخصيت و انديشه زرتشت به خواننده شناسانده شود. نقش ايران باستان در فرهنگ ها و دين هاى مهم جهان نيز مورد بررسى قرار گرفته است. به گفته اميد عطايى: « نبود برگردان هاى معتبر و دقيق از متن هاى مقدس مانند تورات، ودا و اوستا - به ويژه گات هاى زرتشت- از بزرگترين دشوارى هاى اين گونه پژوهش ها به شمار مى رود. هنگام نقل قول ترجمه ها احساس مى كردم در آنها اشتباهاتى وجود دارد ولى از سوى ديگر برايم امكان بازنگرى در همه اوستا نبود. با اين حال ترجمه چند بند از گاتها را نتوانستم بپذيرم و بدون گزافه گويى، براى هر يك از بندها، چند روز زمان صرف شد. برخلاف برخى ديگر از پژوهشگران، نه تنها هيچ يك از اسناد و روايات در اين پژوهش كنار گذاشته نشده بلكه بر پايه گزارش هاى كهن، به نگارش، رده بندى و تدوين آنها پرداخته ام. در واقع، هر يك از اين منابع را در جاى خود نهادم و با اين شيوه ساده، تضادها و تناقض هايى كه براى چند سده مايه جدال پژوهشگران بود تا اندازه زيادى از ميان رفت و يافته هايى تازه و شگفت انگيز به دست آمد. اين شيوه پژوهش، درسى است براى آنكه به تاريخ هاى ايرانى اعتماد كنيم و اگر جزئياتى نادرست به آنها راه يافته، اصل را فداى فرع نكنيم...»
نويسنده همچنين خاطرنشان ساخته، كامل ترين كتابى كه درباره موضوع مورد بحث در ايران ترجمه و به چاپ رسيده «تاريخ كيش زرتشت» اثر مرى بويس است كه گرچه داراى اشتباهاتى است و كمبود منابع شرقى در آن چشمگير مى نمايد اما همچنان بهترين مرجع براى پژوهشگران به شمار مى رود.
در پى بخش هاى اصلى كتاب، سه پيوست نيز آمده است كه عبارتند از «... كه ايدون به ما خوار بگذاشتند» كه نگرشى است بر كتاب «شاهنامه فردوسى و فلسفه تاريخ ايران» نوشته مرتضى ثاقب فر؛ «خسروان خسران ديده» (نقدى بر كتاب «حكمت خسروانى» از هاشم رضى) و «هخامنشيان در خداينامه» كه در آن ضمن استدلال هاى نگارنده، سخنانى از آرتور كريستين سن و احسان يارشاطر درباره موضوع مورد بحث نيز آورده شده است. يك «يارى نامه» نيز در پايان آمده كه خوانندگان را براى آشنايى با مفهوم واژگان به كار برده شده در متن كتاب يارى مى دهد.
«پيامبر آريايى» در ۶۰۰ صفحه، شمارگان ۲۲۰۰ نسخه و بهاى ۵۹۰۰ تومان به بازار كتاب عرضه شده است. از ديگر كتاب هايى كه تاكنون از اميد عطايى درباره فرهنگ ايران انتشار يافته مى توان از «نبرد خدايان؛ جنگ هاى كيهانى در نوشته هاى كهن ايرانى»، «ايران بزرگ» و «شگفتى هاى باستانى ايران» نام برد.

معرفى مجلات

پنجمين شماره  حقوق اساسى

186399.jpg

پنجمين نشريه حقوق اساسى به مديرمسئولى محمدحسن حبيبى عضو هيات علمى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران در دو بخش فارسى در ۴۰۹ صفحه و بخش خارجى در ۱۱۳ صفحه انتشار يافت. در بخش فارسى مقالاتى همچون «اعمال حاكميت با روش هاى دموكراسى مستقيم و بررسى آن در مورد جمهورى اسلامى ايران (يعقوب پورعباس) بررسى تبصره ۴ ماده ۸ قانون انتخابات مجلس (تقى زاده)، بازنگرى در قانون اساسى- بازشناسى و تحليل چارچوب نظرى (پروانه تيلا)، آزادى هاى فردى و بررسى تطبيقى حق سقط جنين در استراليا و ايران ( هادى حسينى)، بررسى مقايسه اى مسئله قوميت در قوانين اساسى مشروطيت و جمهورى اسلامى (محسن خليلى)، بررسى تطبيقى اصل وحدت يا تفكيك قوا در دادرسى ايران و نظام هاى حقوقى انگليس، آلمان و فرانسه (سواد كوهى فر)، پيشنهادهايى براى اصلاح آئين نامه داخلى مجلس شوراى اسلامى (محمود كاشانى)، تامين اجتماعى به عنوان يك حق بشرى (روح الله ملكى) ،نگاهى به حقوق اساسى جمهورى چين (طباطبايى)، حاكميت و عدالت در قرآن و انديشه سياسى امام على(ع) (موسى زاده) و قانون اساسى اروپا مكانيسم تصميم گيرى و تاثير آن بر حاكميت دولت- ملت هاى اروپايى (طيبه واعظى)» انتشار يافته است.

نويسنده مقاله «اعمال حاكميت با روش هاى دموكراسى مستقيم و بررسى آن در مورد ايران» در بحث خود نتيجه گيرى كرده است: «با اين كه اكثر كشورهايى كه شكل دموكراسى را براى اعمال حاكميت برگزيده اند از دموكراسى غيرمستقيم يا نماينده سالار بهره مى برند، ليكن نمى شود نقش اعمال مستقيم خواست و اراده مردم را كه از آنها تحت عنوان سازوكارهاى دموكراسى مستقيم ياد مى شود در چنين رژيم هايى از نظر دور داشت. روش هايى مثل رفراندوم، ابتكار عام، بازخوانى و غيره در جمهورى اسلامى ايران نيز كه طبق اصول متعدد قانون اساسى حاكميت متعلق به مردم است و به اصطلاح شكل دموكراتيك دارد. على الاصول اعمال مستقيم اراده مردم بايد نقش بسزايى ايفا نمايد.»
در بخش دوم كتاب نيز ترجمه هفت مقاله متنوع انتشار يافته است. موضوعاتى همچون «اساسى سازى حقوق اسپانيا (ترجمه تقى زاده)، بررسى حقوق آزادى هاى زنان در كنوانسيون رفع تمام اشكال تبعيض عليه زنان (اسد پورتهرانى)، نگرشى بر قانون اساسى فنلاند (بيژن عباسى)، دادگاه قانون اساسى فدراسيون روسيه و حمايت از حقوق و آزادى هاى شهروندان (جواد كارگزارى)، تئورى سياسى قانون اساسى (كاكاوند)، دادگاه هاى قانون اساسى (على اكبر گرجى) و فلسفه حقوق (مجتبى واعظى) انتشار يافته است. در فصل «نقد رويه ها» مقاله اول با عنوان «بررسى لايحه الحاق موادى به قانون تنظيم بخشى از مقررات مالى دولت» نوشته سيداحمد كاشانى و مقاله دوم «تاملى بر نظريه تفسيرى شوراى نگهبان درباره صلاحيت هاى ديوان عدالت ادارى» نوشته جواد محمودى ارائه شده است.
آخرين مقاله بخش داخلى به قانون اساسى اتحاديه اى و تاثير آن بر حاكميت دولت- ملت هاى اروپايى اختصاص يافته است. اتحاديه اروپا در فرآيند همگرايى به تدريج به يك عامل مهم و اثرگذار بر امور داخلى در روابط بين دولت هاى عضو اين اتحاديه تبديل شده است. معاهده قانون اساسى اتحاديه اروپا در صورت تصويب اولين سند واحد براى تعيين حدود اختيارات و صلاحيت هاى اتحاديه اروپا و نهادهاى مربوط به آن خواهد بود. اين سند به لحاظ دربرگرفتن ارزش ها و اهداف اتحاديه، منشور حقوق اساسى، حدود و صلاحيت نهادهاى اتحاديه، ساده كردن روند تصميم گيرى در اتحاديه و قابل فهم كردن آن براى شهروندان حائز اهميت بوده و مطابق تحولات احتمالى ناشى از گسترش اتحاديه تنظيم شده است.
نويسنده همچنين در مقاله تاكيد دارد كه اين سند را مى توان برآيند كنفرانس هاى بين الدولى متعدد و پيمان هاى ناشى از آنها و كنوانسيونى دانست كه در سال ۲۰۰۳ تشكيل شد. در واقع كنوانسيون مزبور ضمن جمع آورى و طبقه بندى قوانين موجود در پيمان هاى قبلى تغييراتى نيز در برخى مفاد آنها ايجاد كرد. از جمله اين تغييرات در ساختار نهادهاى اصلى اتحاديه و روند هاى تصميم گيرى آنها است. مقاله همچنين به بررسى تاثير اين تغييرات بر حاكميت دولت- ملت هاى اروپايى مى پردازد.
در بخش چكيده مقالات به زبان فرانسه مقالاتى همچون «انتخابات نهم رياست جمهورى در ايران (بهروز تركزاد)، وضعيت حقوقى رئيس جمهور در رويه دادگاه قانون اساسى ليتوانى (جاراسيديوناس)، حقوق طبيعى و مشروعيت سياسى- مقدمه اى بر حقوق سياسى طبيعى (جواد جاويد)، روش هاى راى گيرى محلى در آلمان- پژوهشى پيرامون حقوق اساسى محلى (استفان شت) و تاريخ اساسى در فرانسه- نگاهى به تاريخ صيانت از قانون اساسى (على اكبر گرجى)» انتشار يافته است
.

شرق
صفحه اول
ايران
مجلس
سياست
ديپلماسى
جهان
اقتصاد
بازار
بورس
ورزش
جامعه
شهر
رسانه
خانه
تئاتر و تلويريون
موسيقى و تجسمى
علم
سينما
پزشكى
ادبيات
كتاب
تاريخ
انديشه
صفحه آخر
آرشيو