|
|
|
|---|
|
|
قرآن و مسيحياننخستين ترجمه آلمانی از کتابی از مهدی بازرگان
خسرو ناقد همزمان با يازدهمين سالمرگ مهدی بازرگان، برای نخستينبار کتابی از اين ايرانی مسلمان نوانديش بهزبان آلمانی ترجمه شده است. بازرگان در اين کتاب که با عنوان «... وعيسی رسولالله- قرآن و مسيحيان» منتشر میشود، با روش خاصی که در پژوهشهای قرآنی داشت، و از نگاه يک مسلمان مؤمن، بهتفسير آنچه در کتاب مقدس مسلمانان درباره مريم و مسيح و مسيحيان آمده، پرداخته است. بررسی رابطه اسلام با مسيحيت از ديدگاه قرآن و مقايسه با روايات کتاب مقدس مسيحيان و ساير کتب مقدس، چنانکه نويسنده کتاب نيز بر آن تأکيد دارد، داستانی تاريخی اجتماعی بهدست میدهد. از اينرو بازرگان رسالهی خود را گامی کوچک میداند که حس کنجکاوی هر فرد مسيحی را میتواند برانگيزد و هر محقق حقيقتجو را بهپژوهشهايی گستره در اين زمينه تشويق کند. در سالهای اخير شمار کتابهايی که بهزبانهای گوناگون در کشورهای اروپايی و آمريکای شمالی درباره اسلام و مسلمانان منتشر شده است بههزاران عنوان میرسد اما بخش عظيمی از اين آثار را خبرنگاران و روزنامه نگاران و نويسندگان کم مايهای تأليف و تحرير کردهاند که شناختی سطحی از مشرق زمين و بويژه از اسلام دارند و از اين طريق برداشتهای قالبی و نگاههای کليشهای خود را بهخيل عظيم علاقمندان بهآشنايی با فرهنگ و آداب و رسوم سرزمينهای شرق مسلمان انتقال دادهاند. با اين همه آثاری نيز در اين گستره يافت میشود که اگر چه شمارشان اندک است، ولی نویسندگان این آثار کوشيدهاند بدون پيشداوری و بدور از مجادلات سياسی روز، بهطور جدی خود را با فرهنگ و تاریخ و تمدن سرزمینهای شرقِ مسلمان مشغول دارند و کتابهايشان حاصل پژوهشهای گسترده و مطالعات همهجانبه است. از جمله اين آثار میتوان از کتاب «جايگاه مريم و مسيح در عرفان اسلامی» تأليف اسلامپژوه آلمانی، آنِماری شيمل ياد کرد که بخش آغازين آن تحقيقی دربارهی مقام و منزلت مريم و مسيح در قرآن است. افزون بر اين، کتاب «اروپا و اسلام» نوشتهی فرانکو کاردينی، مورخ ايتاليايی نيز يکی از آثار درخور توجه در زمينه تاريخ روابط اروپائيان با اسلام است. اما امکان آشنايی با نکته نظرات مسلمانی ديندار و دانشور که با پژوهش در متن کتاب مقدس مسلمانان و از درون بهرابطه اسلام و مسيحيت پرداخته است، کمتر برای خوانندگان اروپايی بهدست میآيد. «قرآن و مسيحيان» کتابی است کمبرگ که در مجموعه آثار مهدی بازرگان با عنوان «بازگشت بهقرآن» در سال 1367 منتشر شد و اکنون بهزبان آلمانی و با مدخلی که «نويد کرمانی»، پژوهشگر ايرانیتبار آلمانی، بر آن نوشته است، انتشار میيابد. گذشته از موضوع و مضمون کتاب، آنچه اما جذابيت آن را دوچندان میکند، انتشار متن گفتوگويی است که نويد کرمانی در سال 1995 ميلادی، چند هفته پيش از مرگ بازرگان با وی انجام داده و اينک ضميمهی اين کتاب شده است. اين گفتوگو ظاهراً آخرين مصاحبهی بازرگان است. سخنان بازرگان در اين گفتگو و در آن دوران که فشارها از هر سو بهمنتقدان اجتماعی افزايش میيافت، از صراحتی بینظير برخوردار است و بهوضوح میتوان تأسف و تأثر رئيس اولين دولت بعد از انقلاب را از وضعيت ايران و نگرانی او را از فرايند امور و آينده ميهناش مشاهده کرد. انتقادات شديد بازرگان در اين گفتوگو کمسابقه است؛ خاصه آنجا که از سرکوب معترضان در آن ايام در شهر قزوين و از بهحصر کشيدن آيتالله منتظری میگويد و از آزار منتقدان و فساد گسترده و سرسامآور، بهويژه در دستگاه قضايی سخن بهميان میآورد. او درپايان نااميدی خود را از اصلاحات درون حاکميت ابراز میدارد و تأکيد میکند که چشماندازی روشن برای وطن خود نمیبيند. انتشار اين کتاب بهيکی از زبانهای اروپايی، از معدود مواردی است که در آن مسلمانی قرآنپژوه و دولتمردی سرشناس که در دو دورهی بحرانی و پُرآشوب، نقش و نمودی چشمگير در صحنهی سياسی کشورش داشته است، میکوشد تا بر اساس نص صريح قرآن، بهپيشداوریهای غربيان در مورد اسلام پاسخ گويد؛ بدون آنکه نکات بحثانگيز و تفاوتهای بنيادينی را که ميان اين دو دين ابراهيمی وجود دارد، پنهان کند. قصد بازرگان بيشتر نشان دادن نقاط مشترک و تأکيد بر پيوستگیها و همبستگیهايی است که ميان اديان الهی، بهويژه اسلام و مسيحيت وجود دارد. آگاهی از آرا و آشنايی با افکار مسلمانی که در عين اعتقاد کامل بهمبادی و اصول دينی خود، با نگاهی متفاوت بهاسلام و کتاب مقدس مسلمانان مینگرد و از قرآن قرائتی تازه و امروزی بهدست میدهد، میتواند برای خواننده اروپايی پنجرهای تازه بهجهان اسلام بگشايد؛ بهويژه در اين ايام که همه جا سخن از «خطر گسترش بنيادگرايی اسلامی» و تروريسم برخاسته از آن است. مخاطب اصلی نويسنده در اين کتاب مسيحياناند؛ بدون آنکه مسلمانان خود را از مطالعهی اين اثر بینياز بدانند. بازرگان کتاب خود را هديهی «يک مسلمان ايرانی بهبرادران و خواهران مسيحی، در ايران و در سراسر جهان» معرفی میکند و هدف از انتشار آن را آشنا ساختن عيسويان بهآنچه قرآن درباره عيسی و مريم و درباره مسيحيان گفته و خواسته است میداند. او در همان آغاز کتاب بهمسيحيان توصيه میکند که «نظر اسلام را درباره آئين و جامعه مسيحيت، نه از زبان و عملکرد مسلمانهای چهارده قرن تاريخ گذشته و حال و نه از همکيشان مخالف يا موافق خود، بلکه از قرآن بشنوند که اصالت و اعتبار دارد». بازرگان با اين پيشنهاد که نزديک بهدو دهه از میگذرد، انگار که رويدادهای سالهای اخير و اظهارات روزها و هفتههای گذشته اين يا آن روحانی و يا رئيس دولت اين يا آن کشور اسلامی را پيش رو داشته است و از اينرو پيشاپيش حساب اسلام و قرآن را از سخنان متوليان دين و رفتارهای زمامداران کشور اسلامی جدا کرده است. اين گُمان زمانی قوّت میگيرد که میبينيم نويسنده در مقدمه کتاب خطاب بهمسيحيان مینويسد: «در زمينه نظرات و رفتار پايهگذار اسلام و پيروان او با مسيحيان و بهطور کلی روابط اسلام و مسيحيت، يقيناً چيزهايی شنيده و در تاريخها خواندهايد و در ذهن خود خاطراتی را ضبط کردهايد که میتواند درست يا نادرست باشد. بهاين نکته هم توجه داريد که گفتار و کردار مسلمانان و زمامداران آنها در طول تاريخ و در جنگها و فتوحات، يا بهعبارت ديگر عمل پيروان هر مکتب، يک چيز است و خود مکتب يا مؤسس آن چيز ديگر». از سخنان بازرگان در کتاب «قرآن و مسيحيان» چنان برمیآيد که اين نوانديش مسلمان بيش و پيش از هر چيز دغدغهی دين دارد. بازرگان پيش از هر چيز دو نکته اساسی را که ظاهراً برای او دارای اهميت بسيار است، با خوانندگان کتابش در ميان میگذارد. نخست آنکه «قرآن از اهل کتاب نه میخواهد که آئين و معبد و کتاب دينی خود را کنار گذارند، و نه میگويد بهقبله مسلمانان رو کرده و بر طبق آداب اسلام نماز بخوانند، نه پشت سر پيغمبر و امامان و علمای ما راه بيفتند، نه دولت و کشورشان تابع حکومت مسلمانان گردد و نه حتی میگويد کسانی از اهل کتاب که تبعه و ساکن ممالک اسلامی هستند بر طبق شريعت و احکام مسلمانان عمل نمايند». دوم آنکه «قرآن بر خلاف فلاسفه و صاحبانِ مکاتبِ سياسی و اجتماعی يا علمی که هر کس فقط خود را صاحب نظر صحيح دانسته، بهتحقير و رَدّ پيشينيان، يا لااقل بهتکميل نظريات و تعليمات آنان میپردازد، تورات و انجيل را نفی نمیکند و نمیگويد که چون کهنه و ناقص و غلط است، بايد دور انداخته شود؛ بلکه خود را نگهبان يا مراقب و حافظ "کتاب" معرفی مینمايد». بخشهای دوازدهگانه کتاب، روش پژوهشی نويسنده را که مبين سير تحول روابط اسلام و مسيحيت از منظر قرآن است، نشان میدهد:
1- تعظيم حضرت عيسی و تطهير
و تجليل از حضرت مريم اما درباره روش بازرگان در تنظيم مباحث کتاب و تفسير موضوعاتی که بهطرح آنها همت گماشته است. او در اين کتاب نيز، چون ديگر آثار خود در گسترهی پژوهشهای قرآنی، بهآيات قرآن بر اساس سال نزول آنها و بهترتيب زمانی توجه داشته است و نه محل نزول آنها. او براين باور است که سير تحول قرآن بهاعتبارى مىتواند سير تحول رشد پيامبر تلقى شود. از اينرو خود نيز در کتاب «سير تحول قرآن» که از آثار بااهميت او بهشمار میآيد، اشاره میکند که کوشش داشته است تا «چهره جديدى از قرآن» ارائه دهد. جالب آنکه پُرفسور عبدالجواد فلاطوری، استاد فقيد اسلامشناسی دانشگاههای آلمان نيز در سخنانی که بهمناسبت نخستين سالگشت مرگ بازرگان در دانشگاه کُلن ايراد کرد، معتقد بود که در صورت بهرهگيری از روش ابتکاری بازرگان در پژوهشهای قرآنی و انطباق آن با واقعيتهای تاريخی، «ما حداقل با اسلام ديگری روبرو خواهيم شد که خيلی اشکالش کمتر است». مجموعهی هفت جلدی «بازگشت بهقرآن» که کتاب «قرآن و مسيحيان» آخرين مجلد آن است، بهدورانی تعلق دارد که بازرگان پس از نشان دادن «سير تحول قرآن»، بهتفسير موضوعی قرآن نظر داشته است. او خود در مقدمهی کتاب بهدو نوع تفسير اشاره میکند: «تفسير كلاسيك كه تفسير ترتيبى از روى آيات و سوره بهسوره و آيه بهآيه است. ديگرى تفسير آزاد و تفكيكى است كه بر روى موضوعات و با جمعآورى آيات مربوطه و رعايت شأن نزول و سال نزول آنها صورت مى گيرد». کتاب «قرآن و مسيحيان» تفسيری از نوع اخير است. مهدی بازرگان در نتيجهگيری خود، کلام نهايی و غايت مسلمانی را با پيش کشيدن پرسشی و دادن پاسخی بهآن که از دل قرآن بيرون کشيده است، چنين بيان میکند: « آيا بهخاطر دنيا و آخرت بندگان و گسترش پرچم توحيد و اسلام بين جهانيان، بايد متوسل بهتحميل و اجبار يا بهجدل و برهان شد؟ قرآن چنان واقعگرا و آزادانديش است که میگويد خدا چنين تکليفی بر شما نمیکند. هر ملت و امت را، با شريعت و آئينی که بهاو داده است، برای تقرب بهسوی خالق در معرض آزمايش و تربيت قرار میدهد. میگويد اختلافات کلامی و دعاوی حقانيت و برتری را واگذار بهقضاوت الهی در آن دنيا نمائيد و در اين دنيا بهجای آن، اگر راست میگوئيد، در خيرات و خدمات با يکديگر مسابقه بگذاريد».
مشخصات کتاب: Und Jesus ist sein Prophet. Der Koran und die Christen. Bazargan, Mehdi. C.H.Beck, München 2006.
انتشار در:
|
نقدنوشتهها
|
|---|
|
© 2003-2006 naghed.net |
|---|