|
|
| |
|---|---|---|
|
مويه در مرگ منوچهر
خسرو ناقد منوچهر آتشی، ديروز، بيست و نهم آبانماه 1384، در تهران درگذشت. فردا، در نيمروز، ديگر لالههای دشتهای ملتهب دشتستان فارس، چشم بهانتظار ديدار فرزند نامور خويش نخواهند بود؛ آتشی در سپيدهدم، بهديدار جمع شاعران رخت بربسته از جهان رفته است.
فردا ديگر پرندهها
آتشی بهديدار نيما، فروغ، سپهری، اخوان و شاملو رفته است.
عجب سعادت غمناکی او در شبنشينی ايشان، از دردهای شاعران روزگار خويش خواهد گفت و از طعن و تنفر ياران خشمگين روزگار خويش که روزگاريست چند، ديگر ياد او نمیکنند و از او نامی نمیبرند. از آنانی که حتی در بستر مرگ نيز بهديدارش نيامدند تا نشان دهند که چهسان از او که طريقی ديگر در پيش گرفته و بهراه مدارا افتاده بود، «تنفر» دارند. اينان را آيا عبرتی خواهد بود از اين سرودهی آتشين آتشی که ديروز برای فرزندان امروز و فردای سرزمينش بجا گذاشته است؟
فرزندانم نوادههايم
آری، درد و رنج پايانناپذيری که آتشی در سالهای پايانی عمر خود کشيد، سنگين بود و جانفرسا. و باری که بر دوش داشت، برای او سنگينتر از صليبی که مسيح بر دوش میکشيد. باری، من گُمان دارم که سرانجام او را
دشنام دشمنان
طعنهی روزگار بين که آنچه آتشی، در بيش از سی و پنج سال پيش، در شعری بهتصوير کشيده است، شگفتا که امروز بازگوی سرنوشت اوست در سالهای پايانی عمر. آتشی ديری بود که تن و جان خود را چون «صليبی گوشتی، سنگينتر و مهيبتر از خشم هاويه در كوچههاى تهمت با خويش مىکشيد». و دريغا که سرانجام نيز «دشنام دشمنان و تنفر ياران و لعنت مدام روح خويش» جان او گرفت. «ديدار در فلق» عنوان يکی از نخستين مجموعههای شعر اوست که در سال 1348 در تهران منتشر شد. شعر «گر من مسيح بودم» از اين مجموعه از زيباترين سرودههای منوچهر آتشی است. او از معدود شاعران معاصر ايران بود که در بسياری از سرودههای خود مضمون «مرگ مسيح» را دستمايه شعرهای خود قرار داده بود. آنِماری شيمل، شرق شناس نامدار آلمانی، اين شعر را با زيبايی تمام در کتاب «مسيح و مريم در عرفان اسلامی» بهآلمانی ترجمه کرده است. بخشی از اين شعر را در کنار ترجمه آلمانی آن، در فردای مرگ آتشی و بهياد اين شاعر دلسوختهی دشتستانی در اينجا میآورم. او که بههنگام مرگ اندکی بيش از هفتاد و چهار سال عمر داشت، زاده روستای دهرود دشتستان فارس بود؛ يا آنسان که خود میگفت: فرزند بازيار غريبی از بيخههاى تشنه دشتستان
درد من از مسيح سنگينتر است Mein Leiden ist schwerer als das des Messias بخشی از شعر «گر من مسيح بودم» ترجمه آنِماری شيمل |
| |
|
Meine Last
ist schwerer
er
starb allein,
|
بار من از مسيح
|
|
|
© 2003-2007 naghed.net |
|---|