|
|
|
|---|
|
|
هرمان هِسه، هند و اقبال لاهوری خسرو ناقد
دوم ژوئيه امسال برابر است با صد و سیامين سال تولد هرمان هِسه، نويسنده
و شاعر نامدار آلمانی - سوئيسی و برنده جايزه نوبل ادبيات سال ۱۹۴۶ ميلادی. او که در
سال ۱۸۷۷ در شهر "کالو" در ايالت بادن آلمان متولد شده بود، در اوت سال ۱۹۶۲
ميلادی در دهکده "مونتاگنولا" در کانتون "تِسين" سوئيس ديده از جهان
فروبست.
شايد شماری اندک از علاقهمندان بهادبيات منظوم فارسی بدانند که كتاب «جاويدنامه» اقبال لاهوری که در اصل بهزبان فارسی سروده شده، نزديک بهنيم قرن پيش از اين، در سال ۱۹۵۷ ميلادی، بهزبان آلمانی ترجمه و در شهر مونيخ منتشر شده است. ولی بیگُمان کمتر کسی میداند که هرمان هسه پيشگفتاری کوتاه بر ترجمه ی آلمانی اين کتاب نگاشته است.
"جاويدنامه" را آنِماری شيمل، اسلامشناس نامدار آلمانی، بهدو زبان ترجمه کرد: نخست بهزبان آلمانی و سپس بهزبان ترکی. پيشگفتار هرمان هسه بر ترجمه آلمانی شيمل از "جاويدنامه"، كوتاه، اما جذاب و جاننواز است و شايد تنها اظهار نظر او دربار ادبيات فارسی. البته در نگاه اول اين پرسش بهذهن خطور میکند كه آشنايی هسه با آثار و افکار اقبال از چه طريق صورت گرفته و اصولاً چه چيز هسه را بهاقبال نزديك کرده است. نخست آنكه میدانيم هسه بهادبيات و عرفان مشرقزمين آشنا بود و بهآن دلبستگی و گرايش داشت. بیگمان تأثير عرفان و حكمت شرق را در دو کتابِ "سفر شرق" و "سيدارتا" بيش از ديگر آثارش میتوان ديد. افزون بر اين هسه با فيلسوف آلمانی "رودُلف پانويتس" (Rudolf Pannwitz) که از طريق نوشتههای شيمل با آثار و افکار اقبال آشنا شده بود، دوستی و مكاتبه داشت. از سوی ديگر شيمل، در سال ۱۹۵۱ ميلادی، با اين فيلسوف آلمانی در سمپوزيومهايی که بههمت کارل گوستاو يونگ در "آسكونا"یِ سوئيس برگزار میشد طرح دوستی ريخته بود و با او نامهنگاری داشت. پانويتس پس از مطالعه اولين تحقيق شيمل درباره اقبال، بزرگترين ستايشگر اين متفكر و شاعر مسلمان شده بود.
حال آنِماری شيمل که از دلبستگی هرمان هسه بهادبيات عرفانی شرق آگاه بود، پس از اتمام ترجمة «جاويدنامه» اقبال، از طريق دوست مشترکشان پانويتس، متن ترجمه کتاب "جاويدنامه" را پيش از انتشار برای هسه میفرستد و از او خواهش میکند که پيشگفتاری بر اين کتاب بنويسد. ناگفته نگذارم که در آن زمان نه آنِماری شيمل در شرق معروفيت چندانی داشت و نه اقبال در غرب شناخته شده بود. از اينرو درخواست شيمل از هسه را میتوان بهحساب زيرکی اين بانوی فرهيخته گذاشت که يکی از نخستين ترجمههای خود از ادبيات منظوم شرق را با پيشگفتار يکی از نامدارترين نويسندگان غرب و برنده جايزه نوبل آراست. بههر حال، حاصل کار متن کوتاهی است که از آن زمان تا کنون در سرآغاز تمام چاپهای ترجمة آلمانی کتاب "جاويدنامه" و نيز کتابی که شيمل دربارة زندگی و آثار اقبال نگاشته است، ديده میشود و ترجمه فارسی آن را در زير میخوانيد.
پيشگفتار هرمان هِسه بر "جاويدنامه" اقبال لاهوری «محمد اقبال لاهوری [يا اگر دقيقاً كلام هرمان هسه را بكار گيريم Sir Muhammad Iqbal] بهسه قلمرو معنوی تعلق دارد. آثار گرانسنگِ او نيز از سرچشمه اين سه جهان معنوی سيراب میشوند: قلمرو معنوی هند، جهان روحانی اسلام و دنيای انديشههای مغربزمين. مسلمانی برخاسته از سرزمين هند، آموخته قرآن، تعليمديده ودانتا و فرهيخته عرفان ايرانی- عربی؛ اما سخت متأثر از پيچيدگی فلسفه غرب، و با برگسون و نيچه آشنا، ما را در عروج فزايندهای بهقلمرو معنوی خويش هدايت میكند. اقبال عارف نيست، اما تقديسشده مولای روم است. نه هگلگراست و نه پيرو برگسون، ليكن فيلسوفی نظری است. سرچشمه توانايی فكری او اما در جای دگر نهفته است؛ در ديانت و در ايمان او. اقبال ديندار است، دينداری كه خود را وقف خدا كرده است. با اين همه ايمان او كوتهبينانه و كودكانه نيست، سرتاسر متهورانه و مردانه است، آتشين است و پيكارگر؛ و پيكار او تنها در راه خدا نيست، بلكه مبارزهای برای اين جهان نيز هست. زيرا ايمان اقبال ادعای فراگيری و جامعيت دارد و بیهيچ ترديد، خواستِ آزادگی و آزادانديشیِ دينی را نيز در بردارد. رؤيای او بشريتی است متحد، بهنام و در خدمت خدا. در نگاه راهيان سفرِ معنوی بهمشرقزمين، گسترة دانش و فرهيختگی اقبال و شوق خيالپردازیِ پُرظرافت او همچون نبوغ مهم و مِهِين اين انديشمندِ توانا، جلوهگر نخواهد شد؛ بلكه قدرت عشق و نيروی خلاقيتِ شاعرانة اوست كه تحسينبرانگيز است. مسافران اين راه، او را بهخاطر آتشی كه در سينه نهان دارد و بهخاطر جهانِ تصاوير شعرهايش گرامی خواهند داشت؛ و كتاب "جاويدنامه" او را چون "ديوان شرقی- غربی" دوست خواهند داشت».
انتشار در: بی بی سی/ فرهنگ و هنر. دوم ژوئيه ۲۰۰۷. (11 تيرماه 1386.
|
|---|
|
© 2003-2007 naghed.net |
|---|