» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

بهبهانهی انتشار کتاب

در سايه ماه و مرگ

 

امين فقيری

روزنامه عصر مردم

لورکا يکی از جذاب‌ترين و رشک‌برانگيزترين شاعران جهان است. طريقه‌ی زندگی و طرز خاص مردنش از او يک اسطوره ساخته است. اما اسطوره‌ای باورناپذير.

هيچکس سعی نکرده است تا او را در آسمانها جای دهد تا کسی جرأت دست‌اندازی به‌حريم شعر و زندگی او را پيدا کند.

 

او شاعری مبارز و صميمی و اصيل است. دارای همه‌ی نکته ضعف‌های بشری. از مرگ می‌هراسيد و در ضمن ستايشش می‌کند. در مقابل قدرت جهنمی دست و پايش را گم می‌کند. حساس و زودرنج است. آزادی را بيشتر از حزب‌ها و ارو و دسته‌های ديگر دوست دارد.

در مقابل فشار کمونيست‌های اسپانيا که تقريباً پرچمدار مبارزه با حکومت فاشيستی ژنرال فرانکو بودند ايستادگی کرد.

هيچگاه به‌عضويت حزب درنيامد. هر چند او ذاتاً چپ بود و گرايش به‌مردم و دردها و آلام آنها در شعرها و تئاترهايش اين مسأله را نشان می‌دهد.

 

خسرو ناقد، مترجم کتاب «در سايه ماه و مرگ»، گزيده شعرهای لورکا، در مقدمه جامع و جالب خود، خواننده را به‌بسياری از ماجراها که پس از مرگ او  مخصوصاً در آلمان محل زندگی مترجم گذشته است آگاه می‌کند و سرنوشت ترجمه‌ی آثار لورکا را به‌زبان آلمانی توسط «هاينريش بک» و سوءاستفاده‌های او از نام لورکا بازمی‌گشايد.

 

ناقد اعتقاد دارد بهترين کتابی که تاکنون در مورد زندگی، آثار و مرگ لورکا نوشته شده است توسط «يان گيبسون» است. او با مصاحبه‌های گوناگون با افراد خانواده و هر کس ديگری که به‌نوعی با لورکا رابطه داشته است، زندگينامه‌ی دقيق و زيبايی از او به‌دست داده است.

 

چهره لورکا در جهان جهان ادبيات و مخصوصاً شعر، چهره‌ی مبارز مظلومی است که ابتدا مرگ او انسان را تحت تأثير قرار می‌دهد و سپس شعرش. برای من که اين طور بوده است و  خسرو ناقد هم دقيقاً چنين انديشه‌ای دارد.

«اکنون ديريست که مرگ لورکا افسانه شده است؛ افسانه‌ای که آدمی را بيش آن که افسرده سازد، افسون می‌کند. و شايد به‌راستی اين افسون افسانه‌ی مرگ لورکاست که ما را به‌دنيای رازگونه‌ی افسانه‌های شعر او می‌کشاند و نه برعکس. من خود نخست با مرگ لورکا با او آشنا شدم و نه با شعر لورکا».

 

در شعر لورکا سايه‌ی مشئوم وحشت، خفقان، بُرندگی دشنه و ترس سايه انداخته است. در لطيف‌ترين شعرها نيز سايه‌ی شوم فاشيسم را به‌راحتی می‌توان ديد. در شعر زير سکوت را به‌معنای ترس و خفقان که تمام واژه‌ها جزء اصلی فاشيسم هستند چه زيبا آورده است:

 

سکوت

بشنو، بشنو، کودکم، سکوت را.

سکوتی که موج می‌زند،

سکوتی،

که در آن پَر می‌زنند دره و پژواک،

و به‌زمين می‌افکند

همه‌ی پيشانی‌ها را.

 

و يا در شاهکار ديگرش «دشنه»:

 

دشنه

 دشنه

فرو رفت در اعماق قلب

چنانکه تيغه‌ی تيز خيش

در زمين لم‌يزرع.

 

نه

نزن زخمه به‌من!

نه.

 

دشنه

آتش می‌زند چنانکه

پرتو خورشيد

ترسناک دره‌های دوردست را.

 

نه

نزن زخمه به‌من!

نه.

 

خسرو ناقد می‌نويسد:

«سايه» و «ماه» و «مرگ» سه مضمون هميشگی در شعرهای لورکاست که بارها تکرار می‌شود؛ گويی که او همواره در سايه‌ی ماه و مرگ می‌زيسته است.

در انتهای کتاب دو گفتگوی روشنگر از لورکا می‌خوانيم. اولی با عنوان «فدريکو شعر چيست؟» و دومی با عنوان «گفتگويی با پيامدی مرگبار». اينها واپسين گفتگوهايی است که با لورکا شده است.

 

کار زيبای خسرو ناقد اينست که شعرها را مستقيماً از زبان اسپانيايی ترجمه کرده است و در اين راه از ياريهای خانم «پاتريسيا تسيمرمان» کارشناس ارشد رشته‌ی زبان و ادبيات اسپانيايی و آلمانی بهره گرفته است. به‌جرأت می‌توان گفت که اين کتاب يکی از بهترين کتابهايی است که از شعر و زندگی لورکا تا کنون چاپ شده است.

 

مشخصات کتاب:

در سايه ماه و مرگ

(مجموعه شعر دوزبانه)

گزيده شعرهای فدريکو گارسيا لورکا

به‌انتخاب و ترجمه‌ خسرو ناقد

انتشارات کتاب روشن

تهران 1385

 

 انتشار در: روزنامه عصر مردم. 27 مهرماه 1385.

 

نقد و بررسی کتاب

در سايه ماه و مرگ

 

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2007 naghed.net