» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

انجیل شهسواران صلیبی

 

 

خسرو ناقد

پسر من در دوره‌های مختلف سرگرمی‌های گوناگونی برای خود دست و پا کرده است. کنجکاوی درباره چگونگی زندگی قبیله‌های سرخ‌پوست و جنگ و گریزهایشان با مهاجران قاره جدید و گاوچرانان آمریکایی نقطه شروع سرگرمی‌های او بود. دوره‌ای هم با کتاب‌هایی درباره زندگی ویکینگ‌ها و دریانوردی و جنگ‌ها و غارتگری‌های آنها مشغول بود. افسانه‌ها و اسطوره‌های ملل  هم که جای خود دارد. وقتی خیلی کوچک بود و خواندن نمی‌دانست، من به‌سهم خود قصه‌های کودکان و افسانه‌های شرقی و ایرانی را که هنوز به‌یاد داشتم، برایش نقل می‌کردم؛ قصه شنگل و منگول، بز و بزغاله یا قصه حسن کچل، علاءالدین و این جور چیزها را برایش می‌گفتم و بعدها کم کم داستانهای کلیله و دمنه را با زبان ساده برایش بازگو می‌کردم. متأسفانه کتاب قصه‌ها و افسانه‌های اصیل ایرانی کمتر در دسترس است. اصلاً نمی‌دانم که این نوع کتابهای ویژه کودکان در بازار کتاب ایران موجود است؟ به‌هر حال، در میان افسانه‌های ملل، او به‌ماجراجویی‌ها و سفرهای اودیسه و افسانه‌های ازوپ علاقه بسیار دارد. اروپایی‌ها این اسطوره‌ها و افسانه‌ها را به‌صورت ساده، اما جالب و جذاب برای کودکان و نوجوانان گردآوری کرده و نه تنها به‌شکل کتاب‌های مصور و زیبا، بلکه حتی روی نوار و لوح فشرده هم ضبط کرده‌اند و آنها را در اغلب کتابخانه‌های عمومی و تمام کتابفروشی‌ها می‌توان تهیه کرد.

چند مدت نیز خود را سرگرم خواندن کتابهایی پیرامون امپراتوری روم و دوران فرمانروایی رومی‌ها و لشکرکشی‌هایشان کرد. این روزها اما در حال سیر و سیاحت در زندگی شهسواران قرون وسطی در اروپاست. جنگجویان سوارکاری که در قرون وسطی در خدمت شاهان و امیران اروپایی بودند و در ایران به‌تبعیت از فرانسویان به‌آنان شوالیه هم می‌گویند. جالب آنکه این شهسواران با خواندن و نوشتن میانه خوبی نداشتند و حتی در جایی خواندم که برای امرا و شوالیه‌ها، علم و سواد ننگ به‌شمار می‌رفت. می‌دانیم که این شهسواران چند قرن در اروپا بر و بیا و کبکبه و دبدبه‌ای داشتند تا آنکه سروانتس با رُمان مشهور خود «دُن کیشوت»، همهء شکوه و جلال ایشان را بر باد داد و از سویی نقطهء پایانی بر داستان هیبت و حشمت شهسواران گذاشت و از سوی دیگر کتابش نقطه عطفی بود در هنر داستانسرایی. او با نوشتن داستان آخرین بازمانده از نسل شهسواران اروپا، نخستین رُمان مدرن جهان را آفرید.

باری، پسرم چند هفته پیش از این، خبر آورد که در شهر «اشپَیرِ» Speyer آلمان نمایشگاهی در بارهء دوران شهسواران قرون وسطی و زندگی آنها برپا شده که در آن البسه و کلاهخود و جنگ افزار و اشیاء و لوازم خانه و زندگی آنان به‌نمایش گذاشته شده است. البته می‌توان حدس زد که پسر من همراه با این خبر شادی آفرین، پیشنهاد دیدار از این نمایشگاه را نیز داشت.

شهر اشپَیر یکی از شهرهای بسیار قدیمی و تاریخی آلمان است که قیصر روم ۵۸ سال پیش از میلاد مسیح بر آن غلبه داشت و فرانک‌ها در سال ۴۹۶ میلادی آنرا به‌تصرف خود درآوردند. بین سالهای ۹۶۹ تا ۱۱۱۱ میلادی اسقف اعظم کلیسای کاتولیک، همزمان حاکم مطلق‌العنان شهر نیز بود؛ تا اینکه در اثر مبارزات و مقاومت‌های مدام مردم ، در سال ۱۲۹۴، این شهر از زیر حاکمیت کلیسا بیرون آمد. در پی هجوم لشکریان فرانسوی در سال ۱۶۸۹ میلادی، اشپیر به‌سختی آسیب دید و بسیاری از بناهای تاریخی آن کمابیش به‌کل ویران شد. آنچه امروز از آثار باستانی در اشپیر دیده می‌شود، حاصل بازسازی و مرمت‌هایی است که در قرن ۱۸ میلادی انجام گرفت. اشپیر در شمار معدود شهرهای آلمان است که کلیسای جامع Dom/cathedral دارد و محل اقامت یکی از اسقف‌های اعظم آلمان است. کلیسای جامع اشپیر در دو مرحله ساخته شد. مرحله اول بین سالهای ۱۰۳۰ تا ۱۰۶۱میلادی به‌امر قیصر کُنراد دوم؛ و مرحلهء بعد به‌دستور قیصر هاینریش چهارم بین سالهای ۱۰۸۲ تا ۱۱۰۶ میلادی. همانگونه که پیشتر اشاره کردم، این کلیسا جامع هم جزو بناهایی بود که در سال ۱۶۸۹ میلادی ویران و در سال ۱۸۱۶ دوباره بازسازی شد. پروتستان‌ها نیز در این شهر کلیسایی دارند که بین سال‌های ۱۷۰۱ تا ۱۷۱۷ میلادی بنا شده است. بقایای کنیسه‌ای هم از قرن ۱۱ میلادی هنوز در اشپیر دیده می‌شود.

در میان دیگر بناهای قدیمی اشپَیر، موزهء تاریخ شهر نیز  شهرت بسیار دارد و تالارهای تو در توی آن، مکانی مناسب برای برپایی نمایشگاه‌های آثار تاریخی است. نمایشگاه «شهسواران» هم در محل موزه تاریخ این شهر برپا شده است و از اوایل ماه آوریل تا آواخر اکتبر سال ۲۰۰۳  ادامه دارد. این نمایشگاه حاصل همکاری ایالت راین‌لاند فالتس آلمان و آلزاس فرانسه است که در آن نه تنها اشیاء و آثار باقیمانده از دوران شهسواران قرون وسطی در اروپا و ماکت‌های کاخ‌ها و قلعه و برج و باروهای آن دوران به‌نمایش گذاشته شده است، بلکه دیدارکنندگان با طرز زندگی درباریان و زمینداران و رعایا و دهقانان و مردم عادی و نیز با نقش و نفوذ کلیسا در زندگی آنان آشنا می‌شوند. هم اتاق‌های پُر زرق و برق پذیرایی و خواب و مطبخ‌خانه‌های دربار را می‌توان دید و هم خانه‌های ساده شهسواران و کلبه‌های محقر رعایا و روستاییان را. هم شمشیرها و نیزه‌ها و سپر و زره‌خود و زره‌جامه‌های شهسواران به‌نمایش گذاشته شده است و هم زینت آلات زنان درباری و لباس‌های فاخر درباریان. در گوشه و کنار نمایشگاه هم با نمایش فیلم و ویدئو و برقراری پایگاه‌های چندرسانه‌ای و انواع بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه کودکان و نوجوانان که البته همگی به‌گونه‌ای با تاریخ و فرهنگ و هنر عصر شهسواران قرون وسطی مربوط می‌شود، برای بازدیدکنندگان، با سنین متفاوت و علایق گوناگون، این امکان فراهم آمده است که باشیوهء زندگی مردمان آن دوران آشنا شوند و بتوانند زندگی روزمره آنان را کمابیش برای خود مجسم کنند. اگر هم کسی اطلاعات و آگاهی‌های بیشتری طلب کند و دلبستگی خاصی به‌این دوران داشته باشد، او را به‌جلسات متعدد سخنرانی و سمینارهایی دعوت می‌کنند که در طول ۶ ماه برپایی نمایشگاه، در قصرها و قلعه‌های قدیمی ایالت فالتس آلمان و آلزاس فرانسه و در حاشیه بقایای برج و باروهای قرون وسطی این مناطق برگزار می‌شود.

اما آنچه در این میان بیش از همه توجه مرا به‌خود جلب کرد، نسخه بسیار کهن تورات (کتاب عهد عتیق) مصوری بود که در سال ۱۲۵۰ میلادی برای لوئی نهم پادشاه فرانسه تهیه شده بود و در این نمایشگاه در کنار اسناد و کتاب‌های خطی دیگر به‌نمایش گذاشته شده است. لوئی نهم – متولد ۱۲۱۴ در پواسی و متوفی ۱۲۷۰ میلادی در تونس -  در جنگهای صلیبی که مسیحیان اروپا در قرون ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ میلادی علیه مسلمانان برپا کردند، شرکت داشت. او در جنگ صلیبی هفتم که بین سالهای ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ به‌قصد تسخیر مصر به‌وقوع پیوست شرکت داشت. با آنکه در آغاز این جنگ موفق به‌تصرف شهر دمیاط گشت، ولی چیزی نپایید که بر اثر طغیان رود نیل و حملات مکرر مسلمانان مجبور به‌تسلیم شد و خود و سرکردگان سپاهیانش نیز مدتی اسیر گشتند که با پرداخت فدیه گزاف، از اسارت مسلمانان بیرون آمدند. اما او چند سال بعد، این بار به‌هدف تصرف تونس و به‌منظور آوردن سلطان تونس به‌دین مسیحی، به‌شمال آفریقا حمله ور شد. در اثنای این جنگ که به‌جنگ صلیبی هشتم شهرت دارد، لویی نهم و بخش بزرگی از لشکریانش به‌طاعون دچار گشتند. او در سال ۱۲۷۰ میلادی بر اثر بیماری طاعون در تونس جان سپرد. ۲۷ سال پس از مرگش، پاپ بونیفاتیوس هشتم، رهبر کاتولیک‌ها، نام وی را جزو اولیای مقدس کلیسا ثبت کرد و به‌او لقب مقدس (سن) داد و از آن پس به‌«سن لوئی پرهیزکار» ملقب گشت. اما علی رغم شرکت او در دو جنگ صلیبی، شهرت سن لوئی در اروپا بیشتر به‌خاطر اقدامات اصلاحی او در زمینه ادارهء مملکت و کوشش‌هایش در آبادانی کشورش و نیز پرهیزکاری و تقدس اوست.

در این انجیل مصور که به‌«انجیل شهسواران صلیبی/مسیحی » شهرت دارد، فقط کتاب عهد عتیق به‌تصویر کشیده شده و ظاهراً در طول دو جنگ صلیبی هفتم و هشتم همراه لوئی نهم بوده است. در این کتاب، شرح داستان جنگهای کتاب عهد عتیق بر سر  تسخیر سرزمین‌های مقدس، در ۲۸۳ تابلو نقاشی با مهارت و دقت بسیار مصوَر شده است. جالب آنکه در این تصاویر تمام جزییات البسه و جنگ افزار‌ها و سلاح‌های سپاهیان فرانسوی را در قرن ۱۳ میلادی به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد که این خود بر ارزش تاریخی و هنری این کتاب می‌افزاید.

جالب‌تر آنکه شرح این تصاویر به‌زبان‌های گوناگون در حاشیهء کتاب نوشته شده است؛ و از آنجمله به‌زبان فارسی. اصولاً آنچه سبب شد که من به‌نگارش این مقاله بپردازم، توجه به‌این نکته بود. با آن که در برگه توضیحی زیر کتاب، اشاره شده است که این نوشته‌ها بعداً به‌کتاب افزوده شده و تاریخ دقیق حاشیه نویسی‌ها معلوم نیست، اما بی‌گُمان نسخه‌شناسان از شیوهء نگارش و طرز خطاطی نستعلیق و نیز سبک انشاء نوشته می‌توانند حدوداً به‌تاریخ نگارش آن پی برند. در نمایشگاه «شهسواران» شهر اشپَیر آلمان، نسخه اصلی این کتاب که در «کتابخانه پی‌یر‌پونت مورگان» نیویورک Pierpont Morgan Library نگهداری می‌شود، به‌نمایش گذاشته شده است. از این کتاب یک نسخهء عکسی نیز در کتابخانه دانشگاه شهر هایدلبرگ آلمان موجود است. از خوش اقبالی من بود که در این نمایشگاه اولاً نسخهء اصلی به‌نمایش گذاشته شده بود و ثانیاً درست همان دو صفحه از کتاب که به‌زبان‌های لاتین و فارسی حاشیه‌نویسی شده، در معرض دید بازدیدگنندگان گذاشته شده بود. متأسفانه در کاتالوگ نمایشگاه، تصویری از این کتاب به‌چاپ نرسیده بود و فقط توضیحات بسیار مختصری در باره آن به‌چشم می‌خورد. من ناگزیر برای تهیه و تنظیم نوشتهء حاضر، اطلاعاتی از کتابخانه دانشگاه هایدلبرگ آلمان و چند منبع دیگر گرد آوردم و عکس نه چندان روشنی نیز از صفحهء مورد نظر تهیه کردم.

در وهلهء اول برای من جالب بود که بدانم آیا متن فارسی حاشیه‌های این دو صفحه از کتاب، ترجمه درست و دقیق آن بخش از کتاب عهد عتیق است که تصویر آن در صفحات کتاب دیده می‌شود؟ گذشته از این، آیا در زمانی که حاشیه فارسی به‌کتاب افزوده شده، ترجمه‌ای فارسی از کتاب مقدس در دسترس خطاط یا حاشیه نویس بوده است؟ متن فارسی مندرج در حاشیه کتاب چنین است: «و خصم پادشاه ساول واقف شد که حضرت داود از پیش پادشاه ساول بدررفته لشکر کشید و بر سر ساول امد و بجنگ قیام نمود و لشکر شاه ساول کشته شد ناگاه از کمین گاه شخصی تیری بجانب شاه ساول انداخت و او را بکشت. بت پرستان لباس پادشاه ساول را به‌بتخانه اوردند و در پیش بت گذاشتند».

از آنجا که به‌زبان لاتین آشنایی ندارم، با توجه به‌متن فارسی مندرج در کتاب، به‌جستجو در ترجمه کتاب عهد عتیق به‌زبان آلمانی پرداختم؛ چون در ترجمهء آلمانی که من در اختیار دارم، فهرست اعلام کامل کتاب مقدس چنان گسترده است که با اندک کوششی می‌توان موضوع مورد نظر را به‌سادگی یافت. پس از اندک جستجو در یافتم که ظاهراً تصاویر این دو صفحه از کتاب، جنگ فلسطینیان با اسرائیلیان را آنگونه که در «کتاب اول سموئیل، باب سی و یکم ، آیات اول تا دهم» ثبت شده است، نشان می‌دهد. من دو ترجمه از کتاب مقدس مسیحیان را، یعنی کتب عهد عتیق و عهد جدید، به‌فارسی در دسترس دارم؛ یکی ترجمه نسبتاً قدیمی  کتاب مقدس است که از زبان‌های اصلی عبرانی و کلدانی و یونانی ترجمه شده و «به‌همت انجمن پخش کتب مقدسه در میان ملل» به‌چاپ رسیده است و نسخه‌ای که در اختیار من است در سال ۱۹۰۴ میلادی تجدید چاپ شده است. از تاریخ نخستین چاپ ترجمه این کتاب آگاهی ندارم. کتاب دیگر «کتاب مقدس، ترجمه تفسیری» عنوان گذاری شده که شامل عهد عتیق و عهد جدید است و ناشر آن «انجمن بین المللی کتاب مقدس» است و به‌سال ۱۹۹۵ میلادی در انگلستان به‌چاپ رسیده است. در ابتدا ترجمه فارسی متن مورد نظر را از این دو کتاب به‌دست می‌دهم، تا بعد ببینیم که حاشیه نویس اصولاً با متن کتاب مقدس آشنایی داشته، یا تنها بر اساس تصاویر کتاب، یا احتمالاً با آشنایی به‌زبان لاتین یا فقط خط لاتین (یا شاید به‌یکی از زبان‌های اروپایی)، شرحی بر تصاویر کتاب نوشته است.

نخست متن ترجمه قدیمی «کتاب اول سموئیل، باب سی و یکم ، آیات اول تا دهم » از کتاب مقدس را عیناً و بدون دستبرد در شیوه نگارش آن می‌آورم: «و فلسطینیان با اسرائیلیان جنگ کردند و مردان اسرائیل از حضور فلسطینیان فرار کردند و در کوه جلبوع کشته شده افتادند * و فلسطینیان شاؤل و پسرانشرا بسختی تعاقب نمودن و فلسطینیان یوناتان و ابیناداب و ملکیشوع پسران شاؤلرا کشتند * و جنگ بر شاؤل سخت شد و تیراندازان دور او را گرفتند و بسبب تیراندازان بغایت دلتنگ گردید * و شاؤل بسلاحدار خود گفت شمشیر خود را کشیده آنرا بمن فرو بر مبادا این نامختونان آمده مرا مجروح سازند و مرا افتضاح نمایند امّا سلاحدارش نخواست زیرا که بسیار در ترس بود پس شاؤل شمشیر خود را گرفته برآن افتاد * و هنگامیکه سلاحدارش شاؤلرا دید که مُرده است او نیز بر شمشیر خود افتاده با او بمُرد * پس شاؤل و سه پسرش و سلاحدارش و جمیع کسانش نیز در آنروز با هم مُردند * و چون مردان اسرائیل که بآنطرف اُردُن بودند دیدند که مردان اسرائیل فرار کرده اند و شاؤل و پسرانش مرده اند شهرهای خود را ترک کرده گریختند و فلسطینیان  آمده در آنها ساکن شدند * و در فردای آن روز چون فلسطینیان برای برهنه کردن کشتگان آمدند شاؤل و سه پسرش را یافتند که در کوه جلبوع افتاده بودند * پس سر او را بریدند و اسلحه اشرا بیرون کردند بزمین فلسطینیان بهر طرف فرستادند تا ببتخانهای خود و بقوم مژده برسانند * و اسلحهء او را در خانهء عَشتارُوت نهادند و جَسَدشرا بر حصار بیتشان آویختند».

همین جا اشاره کنم که این ترجمه بسیار نزدیک به‌ترجمه‌هایی است که به‌زبانهای اروپایی از کتاب مقدس صورت گرفته است – حداقل به‌زبانهای آلمانی و انگلیسی. در حالی که ترجمه‌ای که در پی خواهد آمد، گر چه در نظر اول قابل فهم‌تر و ساده‌تر از ترجمه پیشین می‌نماید، اما به‌هیچوجه دقیق نیست. خاصه آنکه در این ترجمه جدید، زبان فارسی امروزی به‌کار گرفته شده است؛ تا جایی که زبان گزارشوار آن به‌گونه‌ای است که حوادث و وقایع امروزه سرزمین‌های فلسطینی را به‌یاد می‌آورد! در ضمن عنوانی نیز برای هر باب در نظر گرفته شده است که در هیچ نسخهء قدیمی نیست. شاید با توجه به‌زیرعنوان «ترجمه تفسیری» بتوان از تمام این معایب چشم‌پوشی کرد.  به‌هر حال، عنوان و متن ترجمه جدید این بخش چنین است: «مرگ شائول و پسرانش. ۱ فلسطینی‌ها با اسرائیلی‌ها وارد جنگ شدند و آنها را شکست دادند. اسرائیلیها فرار کردند و در دامنهء کوه جلبوع، تلفات زیادی بجای گذاشتند. ۲ فلسطینی‌ها، شائول و سه پسر او یوناتان، ابیناداب و ملکیشوع را محاصره کردند و هر سه پسر او را کشتند. ۳ عرصه بر شائول تنگ شد و تیراندازان فلسطینی دورش را گرفتند و او را بسختی مجروح (کردند) ۴ پس شائول به‌محافظ خود گفت: «پیش از آنکه به‌دست این کافران بیفتم و با رسوایی کشته شوم، تو با شمشیرت مرا بکش!» ولی آن مرد ترسید این کار را بکند. پس شائول شمشیر خود را گرفت و خود را بر آن انداخت و مرد. ۵ محافظ شائول چون او را مرده دید، او نیز خود را روی شمشیر انداخت و همراه شائول مرد. ۶ بدین ترتیب، شائول و سه پسرش و محافظ وی و همهء افرادش در آن روز کشته شدند. ۷ اسرائیلی‌ها که آنسوی دره یزرعیل و شرق رود اردن بودند، وقتی شنیدند که سربازانشان فرار کرده و شائول و پسرانش کشته شده اند، شهر‌های خود را ترک نموده گریختند. پس فلسطینی‌ها آمدند و در آن شهرها ساکن شدند. ۸ در فردای آن روز، چون فلسطینی‌ها برای غارت کشته شدگان رفتند، جنازهء شائول و سه پسرش را که در کوه جلبوع افتاده بود یافتند. ۹ آنها سر شائول را از تنش جدا کرده، اسلحهء او را باز کردند، سپس جارچیان به‌سراسر فلسطین فرستادند تا خبر کشته شدن شائول را به‌بتخانه‌ها و مردم فلسطین برسانند. ۱۰ اسلحهء شائول را در بتخانهء عشاروت گذاشتند و جدش را بر دیوار بیتشان آویختند.»

نگاهی هم به‌کتاب «قاموس کتاب مقدس» بیندازیم و خلاصهء بخش آخر کتاب سموئیل و پایان کار شاؤل، اولین پادشاه اسرائیل را در آنجا نیز ببینیم: «... و روز دیگر سپاه اسرائیلیان هزیمت یافته بسیاری عرضهء تیغ گشته و سه پسر شاؤل نیز در میان مقتولین افتاده بودند و خود شاؤل نیز زخمهای مهلک برداشته نزدیک بود که اسیر شود، بدین لحاظ شمشیر خود را کشیده بر آن افتاده بمرد. چون فلسطینیان تن شاؤل را یافتند سرشرا از تن دور کرده و یرابر دیوار شهر آویختند ...» (قاموس کتاب مقدس. تألیف و ترجمه جیمز هاکس. چاپ اول بیروت۱۹۲۸ میلادی. ص ۵۱۲.)

حال با مشاهده و مقایسه این ترجمه‌ها و تفسیرها با متن فارسی حاشیهء کتاب مورد نظر، چند نکته برایمان روشن می‌شود. نخست آنکه حاشیه‌نویس، املای نام  شاؤل/شائول، اولین پادشاه اسرائیل را نه آنچنان که در زبان‌های فارسی و عربی و تلفظ عبری آن معمول است، بلکه به‌صورتی که در زبان‌های اروپایی و خاصه به‌گونه‌ای که در زبان لاتین نوشته می‌شود، تحریر کرده است؛ یعنی «ساول» Saul. دوم آنکه از «خصم پادشاه ساول» سخن به‌میان آورده و مشخص نکرده است که این «خصم» از چه قومی بودند. در حالی که در حاشیهء لاتین کتاب که به‌احتمال زیاد پیش از حاشیهء فارسی آن تحریر شده، مشخصاً از قوم philistiri به‌عنوان دشمنان شاؤل نام برده شده است. البته در ترجمه‌های فارسی کتاب مقدس، همه جا از این قوم با نام «فلسطینیان» یا حتی «فلسطینی‌ها» یاد شده است؛ و این در حالی است که در ترجمه‌های اروپایی، این قوم را با نام کهن‌شان، یعنی Philister/philistine (که در لغت به‌معنای «بی‌دین» یا «بی‌ایمان» است) و نه Palaestinenser/Palestinian (که امروزه به‌فلسطینی‌های سرزمین‌های اشغالی اطلاق می‌شود) می‌خوانند که خود نکته‌ای قابل توجه و در خور تأمل است. به‌هر حال، شاید بتوان حدس زد که حاشیه نگار، احتمالاً معادل فارسی این لغت را نمی‌دانسته و از این رو کار خود را ساده کرده و آنان را «خصم پادشاه ساول» و در جای دیگر «بت پرستان» نام نهاده است.

افزون بر این در ترجمه‌های فارسی کتاب مقدس، همه جا صحبت از «بر شمشیر افتادن» پادشاه است که معنای انتحار می‌دهد. در ترجمه‌های کتاب مقدس به‌زبانهای اروپایی هم شاؤل با تیر دشمن کشته نمی‌شود، بلکه خود را بر شمشیرش می‌افکند، یعنی خودکشی می‌کند؛ در حالی که در حاشیه فارسی «انجیل شهسواران صلیبی» می‌خوانیم که «ناگاه از کمینگاه شخصی تیری بجانب شاه ساول انداخت و او را بکشت». از این رو  و با توجه به‌آنچه پیشتر برشمردم، به‌جرأت می‌توان گفت که خطاط یا حاشیهنویس نه تنها متن ترجمه کتاب مقدس مسیحیان را به‌زبان فارسی در دست نداشته، بلکه با مفاد و مضمون آن نیز آشنا نبوده است و تنها بر اساس تصاویر کتاب و احتمالاً اندک آشنایی به‌زبان لاتین، شرحی بر آن نگاشته است. و این نکته است که در مشخص کردن تاریخ نگارش حاشیهء فارسی کتاب می‌تواند به‌ما کمک کند.

با تمام این تفاصیل، معلوم و مشخص کردن تاریخ نگارش حاشیه فارسی کتاب «انجیل شهسواران صلیبی/ مسیحی» کاریست که تنها نسخه‌شناسان کارکشته از عهده آن برمی‌آیند و بس. آنچه من در اینجا گردآورده ام، یادداشتهای پراکنده‌ای است پیرامون این نسخه خطی که بیشتر از سر تفنن و به‌منظور انبساط خاطر خود بود و خوانندگان.

 

اول خرداد ۱۳۸۲ 

 

گزارش‌ها

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2007 naghed.net