ایرانشناسی در سرزمین‌های آلمانی زبان (4)

 

صفحه اول

 

خسرو ناقد

 

مجلهء بخارا. شماره 8، مهر و آبان 1378.

 

 نقش موسيقى ايرانى در توسعه «ايرانشناسى»

 

 «ايرانشناسى» در سرزمينهاى آلمانى زبان گر چه بدواً با مطالعات زبانشناسى در گروه زبان‏ها و گويش‏هاى ايرانى آغاز شد، ولى رفته رفته زمينه‏هاى ديگرى را نيز در بر گرفت و امروز اصطلاحاً به‏آندسته از مطالعات و تحقيقات علمى- دانشگاهى اطلاق مى‏شود كه پيرامون تمدن و تاريخ و زبان و فرهنگ و هنر و ادبيات حوزه تمدنى ايرانزمين انجام مى‏گيرد. با اينكه در دو دهه اخير رشته و كرسى «ايرانشناسى» در بسيارى از دانشگاه‏هاى كشورهاى آلمانى‏زبان، به‏تعطيل و تبديل به‏رشته‏هاى ديگر و از آنجمله به‌«ترك‏شناسى» كشيده شد؛ با اين همه مدتى است كه اين رشته بار ديگر در برخى از دانشگاه‏هاى سرزمين‏هاى آلمانى‏زبان داير شده و براى دانش‏پژوهان و دانشجويان كشورهاى گوناگون امكان تحقيق و تدريس و تحصيل در اين رشته فراهم آمده است.

 اما بيرون از اين حلقه، آشنايى مردمان سرزمين‏هاى آلمانى‏زبان با فلات پهناور ايران و شناخت آنان از تمدن و فرهنگ و هنر ايرانى و زبان و ادبيات فارسى، اغلب از طريق مقالاتِ روزنامه‏ها و نشريات متعدد و گزارش‏ها و فيلم‏هاى تلويزيونى و كمابيش از طريق سفرهاى تفريحى-معرفتى كه بعضى مؤسسات جهانگردى، به‏خصوص در دو سه سال گذشته، به‏علاقه‏مندان عرضه مى‏كنند و نيز با مطالعه آثارى صورت مى‏گيرد كه درباره تاريخ و فرهنگ ايران به‏زبان آلمانى تأليف و ترجمه و منتشر مى‏شود. مطالعه آثار ادبى نويسندگان ايرانى، به‏ويژه ادبيات داستانى ايران هم كه در سالهاى اخير گسترش يافته و با اقبال روزافزون خوانندگان آلمانى‏زبان مواجه شده، در آشنايى بهتر آنان با فرهنگ و هنر ايران مؤثر بوده است.

 آنچه اما تازگى دارد، رويكرد آلمانى‏زبانان به‌موسيقى اصيل ايرانى است كه گر چه هنوز از گستردگى مطلوب برخوردار نيست، اما نشانه‏هاى اميدوار كننده‏اى در دست است كه در صورتِ كوشش در عرضه اين نوع از موسيقى ايرانى در محيط و فضاى مناسب و ارتقاء كيفيت اجراى آن، به‏خوبى مى‏تواند رواج و گسترش يابد و تبديل به‏وسيله‏اى مناسب و مطلوب براى آشنايى اوليه اروپاييان با يكى از دلنشين‏ترين جنبه‏هاى هنر ايرانى گردد. خاصه آنكه موسيقى اصيل ايرانى كمابيش با شعر فارسى پيوند خورده و عجين شده است و توسعه موسيقى به‌گسترش زبان و شعر فارسى نيز كمك خواهد كرد. (من خانواده‏هاى ايرانى و نيم ايرانى را در خارج از كشور مى‏شناسم كه به‏كمك موسيقى ايرانى و حتى آنچه در ايران به‏عنوان موسيقى كودكان ضبط و پخش مى‏شود، كودكان خود را به‏يادگيرى زبان فارسى تشويق و ترغيب مى‏كنند).

 البته بديهى است كه برگزار كنندگان برنامه‏هاى موسيقى اصيل و سنتى و دستگاهى ايران، براى جلب توجه اروپاييان و علاقه‏مندانِ بالقوه، بايد از تمام امكانات تبليغاتى كه در كشورهاى اروپايى وجود دارد استفاده كنند كه البته اين خود با هزينه‏هاى نسبتاً سنگينى همراه است كه شايد در ابتداى كار از ميزان سودرسانى مالى اين برنامه‏ها بكاهد، اما بى‏ترديد در دراز مدت اين زيان‏هاى ظاهرى جبران خواهد شد. تا كنون چنين بوده است كه برگزاركنندگان كنسرت‏هاى موسيقى اصيل ايرانى با انتخاب راهى مطمئن و «بى‏خطر» و بدون دغدغه زيان مالى، چنين برنامه‏هايى را منحصراً براى ايرانيان تهيه ديده‏اند و مخاطبان اصلى آنان را ايرانيانِ مقيم خارج از كشور تشكيل داده است و اگر گهگاه چند نفر اروپايى نيز در ميان حضار ديده شوند، بدون استثنا همسران و يا دوستان اروپايى ايرانيانند كه يا به‏خاطر ابراز همبستگى خانوادگى!! و يا به‏عنوان ميهمان در اين كنسرت‏ها موسيقى شركت مى‏كنند.

 در اينجا از ميان برنامه‏هايى كه در يكسال اخير در شهرهاى گوناگون آلمان و چند شهر بزرگ اروپا برگزار شده است، سه برنامه متفاوت را برگزيده‏ام كه در خلال معرفى آنان به‏نكاتى در چگونگى برنامه‏ريزى و قوّت و ضعف آنها نيز اشاره‏اى خواهم كرد.

 

سالروز تولد گوته با سخنرانى بورگل و آواز شجريان‏

 

 برگزاركننده اين برنامه كه به‏مناسبت دويست و پنجاهمين سال تولد گوته در شهر زادگاهش، يعنى فرانكفورت برگزار گرديد، فرستنده راديويى ايالت هِسِن آلمان (HR2) بود. اين برنامه در روز 8 ماه مه 1999 در يكى از تالارهاى اين فرستنده و با حضور چند صد ميهمان ايرانى و آلمانى برگزار و همزمان ضبط شد و مهم آنكه در 24 ژوئن به‏مدت سه ساعت از اين فرستنده راديويى به‏طور سرتاسرى پخش گرديد. برنامه با سخنرانى پُرفسور يوهان كريستف بورگل، ايرانشناس سرشناس سوئيسى در باره «گوته و حافظ» آغاز شد و با اجراى موسيقى گروه آوا و آواز محمد رضا شجريان ادامه يافت. استاد بورگل زبان فارسى را خوب مى‏داند و در جاى جاى سخنرانى خود ابياتى از حافظ را به‏فارسى و آلمانى براى شنوندگان بازگو مى‏كرد. جالب اينكه او در سخنرانى‏اش ضمن اشاره به‌تسامح و تساهل در شعر حافظ، اين خاطره را از يكى از سفرهايش در اواخر دهه 80 ميلادى به‏ايران كه به‏منظور ايراد سخنرانى در مراسم بزرگداشت حافظ صورت گرفته بود، بازگو كرد كه با تشويق و ابراز احساسات حضار مواجه شد. بورگل نقل مى‏كرد كه در مراسم بزرگداشت حافظ وقتى دانشجويان ايرانى دختر و پسر از او خواستند كه در دفتر خاطرات آنها چيزى بنويسد، او اين بيت از حافظ را كه از پيش به‏اين منظور آماده كرده بود در دفترهايشان نوشت: من از بازوى خود دارم بسى شكر/ كه زورِ مردم‏آزارى ندارم.

 متأسفانه استاد شجريان به‏خاطر بيمارى و گرفتگى صدا نتوانست آنچنان كه همگان انتظار داشتند، به‏اجراى آواز بپردازد. ولى در اين ميان فرزند پسر او همايون شجريان كه نوازنده تنبك است گهگاه پدر را با صداى خوش خود همراهى مى‏كرد. برنامه روى هم رفته خوب برگزار شد؛ به‏خصوص كه تلفيقى از سخنرانى و موسيقى اصيل ايرانى، آميزه‏اى بود كه هم رضايت شونده ايرانى و هم خشنودى شونده آلمانى را فراهم مى‏آورد.

 

 بداهه‏خوانى و بداهه‏نوازى گروه هم‏آوايان

 

 كانون دوستداران هنر ملّى و موسيقى ايران در آلمان كه برگزاركننده اين كنسرت بود، انجمنى فرهنگى و غير انتفاعى است كه جمعى از پزشكان و دانش‏آموختگان و بازرگانان ايرانى مقيم آلمان به‏منظور پشتيبانى از هنرمندان و نويسندگانى كه براى اجراى كنسرت موسيقى يا ايراد سخنرانى به‏آلمان مى‏آيند، تشكيل داده‏اند. اين كانون تا كنون چندين كنسرت موسيقى را برنامه‏ريزى و برگزار كرده است؛ اما برنامه اين بار كانون تفاوتى اساسى با ساير كنسرت‏هايى كه تا كنون در آلمان برگزار شده است داشت. مسئولان كانون با دعوت از حسين عليزاده و گروه هم‏آوايان و با توجه به‏سبك و شيوه‏اى كه عليزاده و گروهش در اجراى موسيقى دستگاهى ايران دارند، هدف خود را در درجه اول جلب شوندگان اروپايى قرار داده بودند و به‏اين منظور تبليغات گسترده‏اى را نيز سازماندهى كرده بودند كه از آنجمله چاپ و نصب پوسترهاى بزرگ و بسيار جالب و جذاب به‏زبان آلمانى و با تصويرى گيرا از حسين عليزاده بود. (معمولاً پوسترهايى كه به‏اين منظور تهيه ميشود در قطع كوچك و به‏زبان فارسى است). افزون بر اين كانون با همكارى فرستنده راديويى (HR2) اقدام به‏پخش آگهى راديويى در ساعات مختلف روز كرده بود كه خود تأثير بسزايى در جلب علاقه‏مندان اروپايى به‏اين كنسرت داشت. كنسرت در سه‏شهر بزرگ آلمان برگزار گرديد: كلن، فرايبورگ و فرانكفورت؛ و استقبال آلمانى‏ها از اين كنسرت بى‏سابقه بود. به‏خصوص در فرايبورگ كه دو سوم از شنوندگان را آلمانى‏ها تشكيل مى‏دادند. در فرانكفورت فرستنده راديويى (HR2) برنامه كنسرت را ضبط كرد و قرار است در يكى از شبهاى ماه فوريه سال 2000 از برنامه سرتاسرى پخش شود. برنامه‏اى كه در اين سه‏شب اجرا شد: بداهه‏نوازى در موسيقى دستگاهى ايران با تار عليزاده و تنبك مجيد خلج. بداهه‏خوانى و بداهه‏نوازى بر اساس موسيقى سه‏منطقه‏شمال، جنوب و غرب ايران (مازندرانى، قشقايى، كردى) اجرا: گروه هم‏آوايان با صداىِ افسانه گرگين‏پور، هما نيكنام، پروين نمازى. نوازنده سازهاى بادى حسين حميدى بود. البته عليزاده يكى از اساتيد صاحب سبك در هنر بداهه‏نوازى است و نام او براى اروپاييانى كه به‏موسيقى ديگر ملل دلبستگى دارند، ناشناس نيست. او با حفظ سنت‏هاى موسيقى سنتى دست به‌نوآورى‏هاى زده كه به‏مذاق نسل جوان خوش مى‏آيد و ظاهراً اروپاييان هم موسيقى و سبك و شيوه اجراى او را مى‏پسندند و تنها هنرمند ايرانى است كه تا كنون كمپانى‏هاى اروپايى به‏ضبط و پخش آثار او پرداخته‏اند و چند ديسك فشرده  CDاز او را مى‏توان در فروشگاه‏هاى اروپا سفارش داد.

 

 موسيقى ملى بانوان ايران (گروه موسيقى نيريز)

 

 برنامه‏ريزى و سازماندهى اين كنسرت به‏صورت دلخواه صورت نگرفته بود؛ تا جايى كه در بعضى از شهرها نيمى از صندلى‏هاى سالن كنسرت خالى ماند. در حالى كه يكى از جذابيت‏هاى اين برنامه حضور 6 بانوى هنرمند براى نخستين بار بر روى صحنه بود. با اينكه تنها نام استاد مليحه سعيدى كه افزون بر آهنگسازى و نواختن قانون، سرپرستى گروه را به‏عهده داشت، براى جلب هنردوستان كافى بود، اما نبايد فراموش كرد كه اين گروه براى اولين بار در خارج از كشور برنامه اجرا مى‏كرد. از اين‏رو اين كنسرت نمى‏بايد در چنين فاصله زمانى كوتاهى در 9 شهر بزرگ اروپا برگزار مى‏شد كه اين خود شايد از معايب برنامه‏ريزى بود. بگذريم كه در اين فصل از سال كه با باران و برف و يخبندان همراه است، نبايد برنامه‏اى به‏اين فشردگى سازماندهى شود. در تهيه پوستر كنسرت نيز، با اينكه از عكس دسته‏جمعى جالبى از هنرمندان استفاده شده بود، ولى سليقه و دقت لازم بكار گرفته نشده بود و در بخشى كه به‏زبان آلمانى مطلب كوتاهى نوشته شده بود، همين چند سطر پُر از غلطهاى املايى و دستورى بود.

 برنامه در اين شهرها اجرا شد: هانوفر، هامبورگ، كلن، اشتوتگارت، فرانكفورت، وين، لوزان، پاريس و لندن. اعضاء گروه موسيقى نيريز: مليحه سعيدى: آهنگساز و سرپرست گروه و نوازنده قانون. پرى ملكى آواز، پروانه حسينى تار، مينو افتاده كمانچه، نرگس ترشيرى تنبك، پروين كاظمى دف. برنامه: مركب نوازى، تك‏نوازى قانون، آواز «پريشان»، چهار مضراب، نغماتى از موسيقى محلى ايران در دستگاه شور و آواز دشتى، خراسانى، لرى، شيرازى. تصنيف‏ها از فخرالدين عراقى و غزل آواز از امير حسن سعيدى.