naghed.net

 

 



» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

مقايسه

نمايشگاه كتاب فرانكفورت و تهران

درگفت وگو با خسرو ناقد

 

روزنامه همشهری

گفت و گو: ابوالحسن مختاباد

اگر چه مقايسه می بايست ميان دو مقوله هم شأن صورت بگيرد، اما برخی مواقع مقايسه ها برای آن صورت می گيرد تا مقوله ای كه ضعف و كاستی دارد، با توجه و اعطاف به مقوله قوی تر خود را بركشاند و در موقعيتی افزون تر قرار دهد. در گفت وگو با خسرو ناقد كه دو بار از نمايشگاه كتاب تهران (در سال های دهه ۸۰ كه پررونق ترين دوران نمايشگاه كتاب بود) ديدار كرده و هرساله از نمايشگاه بين المللی كتاب فرانكفورت ديدن می كند، اين مقايسه را به گفت وگو گذاشتيم.

خسرو ناقد ازجمله چهره های فعال در حوزه های فرهنگی و هنری است كه مقيم آلمان است و در اين مدت ضمن پيگيری مطالعات تخصصی به سفارش يكی از ناشران معتبر آلمان فرهنگ دوزبانه آلمانی _ فارسی را در سه گونه مختلف (كوچك، متوسط، بزرگ) در دست تدوين دارد و تاكنون نيز كتاب اول از اين مجموعه را توانسته تدوين و انتشار دهد. ناقد همچنين دستی چيره در ادبيات و عرفان دارد و در چند سال اخير و به دليل همراهی با بانو آن ماری شيمل برخی از مقالات و نوشته های اين چهره نامی عرفان را به فارسی برگردانده است. علاوه بر اين وی در نقد و بررسی رخدادهای فرهنگی و سياسی مختلف نيز قلمش را به كار می گيرد. اين گفت وگو از نظر شما می گذرد.

 

آقای ناقد شما در دو دهه گذشته مقاله ها و نقد و بررسی های بسياری درباره نمايشگاه جهانی كتاب فرانكفورت در نشريات تخصصی و از آن جمله «بخارا» ، «جهان كتاب» ، «مجله نقد و بررسی كتاب» و «كِلك» به چاپ رسانده ايد كه نشان از آشنايی و شناخت شما از اين نمايشگاه كتاب دارد. آيا تاكنون از نمايشگاه بين المللی كتاب تهران هم ديداری داشته ايد؟
- بله، ولی متأسفانه فقط دو بار سعادت ديدار از نمايشگاه كتاب تهران نصيبم شده است. اما ناگفته نگذارم كه هم به خاطر شغل و حرفه ام و هم به دليل علاقه شخصی، همواره كوشيده ام كه دست كم دورادور در جريان برگزاری نمايشگاه بين المللی كتاب تهران و وضع ناشران و وضعيت نشر و پخش كتاب در ايران قرار بگيرم و خبر ها و گزارش های مربوط به انتشار كتاب های جديد را پيگيری كنم. البته من كارشناس مسايل مربوط به برگزاری نمايشگاه كتاب نيستم؛ چند بار نمايشگاه كتاب تهران را ديده ام و بيش از بيست سال است كه هر سال بدون استثنا در نمايشگاه جهانی كتاب در فرانكفورت حضور داشته ام. طبيعی است كه ناخودآگاه تفاوت ها و نقاط قوت و ضعف اين دو نمايشگاه به تدريج در حافظه آدمی جای مي گيرد و ملكه ذهن مي شود. خاصه آنكه، همانطور كه شما هم اشاره كرديد، خود را با اين مقوله مشغول داشته و تاكنون مطالب بسياری در اين مورد منتشر كرده ام.

 
اگر قرار باشد مقايسه ای ميان اين دو نمايشگاه جهانی كتاب انجام دهيد، وجوه اشتراك و افتراق آنها را چگونه مي بينيد؟

- اول آنكه مقايسه اين دو نمايشگاه كتاب نه واقع بينانه است و نه درست. با آنكه هر دو با مقوله كتاب سر و كار دارند، اما با هم تفاوت  ساختاری و بنيادی دارند. اصولاً در دو فضا و حال و هوای كمابيش متفاوت برگزار مي شوند و مخاطبانشان هم با هم فرق دارند. به لحاظ سازماندهی هم به وضوح مي توان تفاوت ها را ديد. به ياد دارم كه چند سال پيش از اين كه برخی از ناشران ايرانی برای نخستين بار امكان شركت در نمايشگاه فرانكفورت را پيدا كردند، بيش از همه شديداً تحت تأثير سازماندهی تقريباً بي عيب و نقص و وسعت و عظمت اين نمايشگاه قرار گرفته بودند و در شگفت بودند كه چگونه متصديان امور توانسته اند چند هزار ناشر از سرتاسر جهان با چند صدهزار عنوان كتاب را با چنين نظم و ترتيب بي نظير، در زير يك سقف گرد هم آورند. آقای مختاباد، اگر خوب به خاطر داشته باشيد اولين ديدار و آشنايی ما هم در نمايشگاه كتاب فرانكفورت صورت گرفت.

 

نظرتان درباره نماشگاه كتاب تهران چيست؟
- در واقع نمايشگاه كتاب تهران، نمايشگاه به مفهوم واقعی كلمه نيست؛ بلكه بنا بر مقتضيات، در كنار گردهمايی اغلب ناشران ايرانی و تعداد نسبتاً اندكی ناشر خارجي، بيشتر بازاری است برای عرضه و فروش كتاب و لوح فشرده و نوار و سي دی موسيقی و مكانی مناسب برای ديد و بازديد جوانان كه كمتر امكاناتی اين چنين در اختيارشان قرار دارد؛ هم فال است و هم تماشا. برای مدرسين و محققين و اساتيد دانشگاه و دانشجويان هم فرصتی فراهم مي آيد تا با كتابهای خارجی كه در نمايشگاه عرضه مي شود كمابيش آشنا شوند و اگر بخت يارشان باشد و آدمهای خوش اقبالی باشند، مي توانند يك دو كتاب مورد نياز خود را خريداری كنند. هر چند كه اين كتابها اغلب قديمی و كمتر روزآمد اند و گاه از رده آثار دانشگاهی و كتابهای درسی كشورهای اروپايی خارج شده  اند. با اين همه برای دانش پژوهان و دانشجويانی كه امكان تهيه مستقيم اين كتابها را از خارج ندارند، غنيمت است.

در هر حال به گمانم به ندرت پيش مي آيد كه مذاكره يا قراردادی ميان پديده آورنده ای يا ناشری در ايام نمايشگاه منعقد شود يا حقوق و امتياز نشر كتابی از ناشری به ناشر ديگری واگذار شود. يعنی آنچه در اصل فلسفه وجودی نمايشگاه كتاب به مفهوم واقعی آن است و در نمايشگاه های كتاب مانند فرانكفورت يا لندن و پاريس در شمار برنامه و كار اصلی ناشران شركت كننده است. نمايشگاه كتاب فرانكفورت، صرفاً نمايشگاه است و ناشران شركت كننده در اين نمايشگاه كتاب، نه اجازه فروش كتاب دارند و نه نياز و تمايلی به آن. بعضی از ناشران بسيار كوچك، در روز پايانی نمايشگاه برای آنكه بارشان سبك شود، برخی از كتابهايشان را با تخفيف مي فروشند و تشكيلات نمايشگاه هم آنرا ناديده مي گيرد. بازديدكنندگان هم به قصد خريد كتاب به نمايشگاه نمي روند. در ضمن چهار روز از هفت روز نمايشگاه فقط مختص بازديدكنندگان حرفه ای است كه بايد پيشاپيش كارت اختصاصی ورود به نمايشگاه را از سازمان نمايشگاه تهيه كرده باشند. منظور از «بازديدكنندگان حرفه اي»، كتابفروشان، بازاريابان، واسطان و نيز پديدآورندگان، اعم از نويسنده و مترجم و هنرمند و غيره است. همچنين مسئولان چاپخانه ها و شركت های صحافی و بسته بندی كتاب و مسئولان فروش كارخانه های توليد كاغذ و جز اينها كه همه به گونه ای به خانواده «صنعت نشر» تعلق دارند. البته مسئولان تهيه آگهی و تبليغ كتاب در روزنامه ها و مجله ها و نشريه ها را هم فراموش نكنيم كه بسيار فعالند. در اين چهار روز، در مقايسه با دو سه روز تعطيلات آخر هفته در آلمان كه برای بازديد عموم علاقه مندان به نمايشگاه  كتاب در نظر گرفته شده است، سالن ها و راهروهای نمايشگاه به گونه ای چشمگير خلوت است و «حرفه اي ها» با فراغ بال مي توانند به كارشان كه ديد و بازديد و جستجو و مذاكره و عقد قرارداد است بپردازند. در عوض در روزهايی كه برای بازديد عموم در نظر گرفته شده است، به قول معروف «جای سوزن انداختن نيست» و ازدحام جمعيت گرچه به اندازه ايام برگزاری نمايشگاه كتاب تهران نيست، ولی كمتر از آن هم نيست.

 

جمعيت بازديدكننده از نمايشگاه كتاب تهران در سال گذشته بر اساس گفته رييس ستاد نمايشگاه كتاب تهران دو ميليون و نيم بوده است.
- در سال گذشته ميلادی (۲۰۰۴) نمايشگاه كتاب فرانكفورت درمجموع ۳۹۰ هزار نفر بازديدكننده داشت. از اين تعداد ۲۷۰ هزار نفر بازديدكنندگان خاص و حرفه ای و فقط صد و بيست هزار نفر بازديدكننده عام بودند. نزديك به ۷ هزار ناشر از ۱۱۰ كشور و ۱۲۲۷۵ خبرنگار و گزارشگر و روزنامه نويس از ۹۲ كشور در نمايشگاه حضور داشتند. فقط در هفته برگزاری نمايشگاه مبلغی معادل ۶۰۰ ميليون يورو ميزان معاملات و سفارشات كتاب بوده است. حال من در شگفتم كه نمايشگاه كتاب تهران و اصولاً صنعت نشر كتاب در ايران با ۱۰۰۰ تا حداكثر ۳۰۰۰ تيراژ، چطور پاسخگوی اين همه مخاطب است؟ تازه مي دانيم كه اغلب ناشران در محاسبات خود برای فروش همين اندك تا سه سال وقت در نظر مي گيرند و همه از كسادی بازار كتاب مي نالند. از يك سو داد و فغان ها از بحران نشر كتاب و كسادی بازار و كمبود فرهنگ كتابخوانی و از سوی  ديگر اين توده عظيم كه هرساله به نمايشگاه هجوم مي آورند! با توجه به بازديد دو ميليون و نيم نفری ظاهراً علاقه مندان به  كتاب و توده عظيم كتابخوان، دست كم شمارگان پنج تا ده هزار از هر چاپ را بايد انتظار داشت. يا آنكه بخش بزرگی از اين جمعيت ميليونی برای تفريح و تفرج و ديد و بازديد به ميعادگاهی به نام نمايشگاه كتاب مي آيند و كتاب در اين ميان فقط بهانه ای بيش نيست! واللهُ أعلَم.
آقای مختاباد، شما خودتان در حوزه كتاب فعاليد، من نمي دانم، اما يك جای اين معادله مي لنگد! شما ببينيد تعداد ناشرانی كه از وزارت ارشاد مجوز نشر دارند بالغ بر ۸۰۰۰ ناشر است. شوخی نيست، اين رقم سرسام آور است و نمونه رشدی سرطانی و بيمارگونه در صنعت نشر ايران است. رشد و افزايش هرساله بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب (حداقل بر اساس آمار رسمي) در مقابل ركود و بي رونقی بازار و كاهش تيراژ كتاب به چه معناست؟ ببينيد، در آلمان «اتحاديه ناشران و كتابفروشان» حدوداً ۷۰۰۰ (هفت هزار) عضو دارد كه از اين تعداد فقط ۱۸۸۲ تای آن ناشرند و مابقي، ۴۵۲۹ كتابفروش، ۲۵۵ بازارياب و ۲۳۴ نفر واسط ميان ناشر و كتابفروش اند. نزديك به ۵۰۰ ناشر و كتابفروش هم عضو اتحاديه نيستند. در ضمن اين را بگويم كه تعداد شاغلين صنعت نشر در آلمان ۱۶۰۰۰۰ (صدو شصت هزار) نفر است و سالانه بيش از ۹ ميليارد يورو ميزان فروش نهايی بر مبنای قيمت پشت جلد كتابهاست.
حال هر مسئول معقولی نبايد از خودش بپرسد كه راستی اين هشت هزار ناشر ايرانی چه مي كنند؟ از كجا ارتزاق مي كنند؟ نكند خدای ناكرده در كنار كار اصلی خود، منبع درآمد بادآورده ای هم وزارت ارشاد با ندانم كاري های خود در اختيار عده ای سودجو قرار داده است و اين عده با بدنام كردن ناشران فعال و فرهيخته، از خريد و فروش كاغذ های سوبسيدی و يارانه ها بی رويه دولتی كسب و كار می كنند؟


از تفاوت های اين دو نمايشگاه كتاب می گفتيد و آنكه مسئولان نمايشگاه كتاب تهران چگونه می توانند از نيم قرن تجارب تشكيلات نمايشگاه كتاب فرانكفورت بياموزند.
- دومين و شايد اساسي ترين تفاوت ميان اين دو نمايشگاه كتاب آن است كه در تهران متولی اصلی برپايی نمايشگاه نهادی دولتي، يعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و در فرانكفورت «» اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان «. البته اين را هم مي دانم كه دو سه سال است مديريت بخش ناشران داخلی را در اختيار اتحاديه ناشران ايران گذاشته اند.؛ اما اين را نيز مي دانيم كه هنوز تصدي گری دولت بسيار بيشتر از آن چيزی است كه حتی در قوانين برنامه سوم توسعه بر آن تأكيد شده است كه بايد از تصدي گری دولت كم كرد.

 

استقلال عمل «اتحاديه ناشران آلمان» چه تأثيری در برگزاری موفقيت آميز نمايشگاه كتاب فرانكفورت داشته است؟
- بي هيچ گفت و شنود بايد گفت كه استقلال و عدم دخالت نهادها و سازمان های دولتی يكی از علل اصلی موفقيت اين نمايشگاه بشمار مي رود. البته سازمان عريض و طويل برگزاركننده نمايشگاه كتاب فرانكفورت مستقيماً توسط اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان اداره نمي شود، بلكه نهادی است در دل اين اتحاديه، با مديريت مجزا و سازماندهی مستقل. بر خلاف آنچه در سال های اخير حداقل در بخش ناشران داخلی نمايشگاه كتاب تهران شاهد بوديم و موجب بروز اختلاف سليقه ها و شكوه و شكايت ها شد، در نمايشگاه كتاب فرانكفورت چنين نيست كه هيأت رئيسه و يا هيأت اجرائيه اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان مستقيماً در كار سازماندهی نمايشگاه كتاب دخالت كند و مثلاً درباره اندازه و تقسيم و تعيين غرفه ها و جز اينها، تصميم گيری و دخل و تصرف كند ؛ بلكه هيأت مديره سازمان نمايشگاه كتاب فرانكفورت مستقلاً تمام برنامه ريزی و سازماندهی و برگزاری نمايشگاه را به عهده دارد و ناشران عضو اتحاديه هم خود جزو ميهمانان نمايشگاه محسوب مي شوند و هيچگونه برتری و اولويتی نسبت به ديگر ناشران، اعم از داخلی و خارجی ندارند. فراموش نكنيم كه نمايشگاه كتاب فرانكفورت، نهادی اقتصادی - فرهنگی است كه بر اساس قانومندي های اقتصاد بازار فعاليت مي كند؛ و درست به همين دليل بهترين منبع درآمد اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان است و اين چنين نيست كه به يارانه های دولت تكيه داشته باشد و يا خدای ناكرده از بيت المال تغذيه كند؛ آنچنان كه مثلاً در ايران مرسوم است
.
به نظرم در حال حاضر سپردن سازماندهی كل نمايشگاه كتاب تهران به اتحاديه ناشران ناممكن است. اتحاديه هنوز به آن پختگی و استقلال و اتفاق رأی و هماهنگی و همبستگی صنفی نرسيده است كه قادر باشد به تنهايی از عهده سازماندهی كامل برپايی نمايشگاه برآيد. اختلافات و حب و بغض ها مانع همدلی و هم رأيی آنان شده است. متاسفانه اتحاديه نيز مانند مجموع صنعت نشر ايران چنان» نمك گير «اين نهاد و آن نهاد دولتی شده است و چشم به كرم و بذل و بخشش آنها دارد كه انتظار اقدامی مستقل از جانب آن باطل و بيهوده است؛ پديده ای كه البته مختص به اين اتحاديه و صنف نيست و فراگير است. از اين رو همين كه سازماندهی بخش ناشران داخلی به اتحاديه سپرده شده است، در وضعيت كنونی كافی است و اتحاديه هم تا حدی بهتر از مديران ارشاد از عهده كار بر آمده و كسب تجربه كرده است و ناشران شركت كننده نيز در اين دوره كمتر از مديريت بخش ناشران داخلی شكايت داشته اند. اما سياست و هدف اصلی به طور كلی و در همه زمينه ها بايد تدريجاً به سوی كاهش تصدي گری دولت و كاستن از ديوانسالاری باشد؛ آنهم نه تنها در اين حوزه.
نمايشگاه كتاب تهران را هم نمي توان از امروز به فردا صرفاً تبديل به» نمايشگاه «كرد و از فروش كتاب ممانعت ورزيد. اين كار در حال حاضر واقع بينانه نيست؛ هم ناشران روی فروش ده روزه نمايشگاه حساب باز كرده اند و هم بازديدكنندگان علي الحساب با وضع موجود خو كرده اند. اما مي توان دو يا سه روز نخست نمايشگاه را به  بازديدكنندگان حرفه ای اختصاص داد تا بدون ازدحام جمعيت بتوانند به  كارهايشان رسيدگی كنند. منظورم _ همانطور كه پيشتر اشاره كردم _ اين است كه اين دو سه روز را در اختيار كتابفروشان (به خصوص كتابفروشان شهرستاني)، بازاريابان، واسطان و همچنين مسئولان چاپخانه ها و شركت های صحافی و بسته بندی كتاب و نيز پديدآورندگان، اعم از نويسنده و مترجم و هنرمند و غيره گذاشت. در همين دو سه روز اول هم مي توان چند سمينار تخصصی برای ناشران و كتابفروشان گذاشت. افزون بر اين تخفيف های فروش كتاب در نمايشگاه را هم يكدست كرد و اتحاديه نيز بدون آنكه استثناء قايل شود، بر اين امر نظارت كامل داشته باشد و برای متخلفان جريمه تعيين كند.
جان كلام آنكه، در حل اين مسئله نيز مانند تمام زمينه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ديگر، نمي شود انقلاب كرد و همه چيز را بر هم زد. نبايد فكر كرد كه مي توان يك شبه مشكلات را از ميان برداشت. اصلاحات تدريجی و مهندسی اجتماعی و _ تكرار مي كنم _ تا حد امكان كاهش تصدي گری دولت و كاستن از ديوانسالاري، تنها راه حل و فصل مسايل و مشكلاتی است كه دهه های متوالی در كشور ما انباشته شده است و چون سدی آهنين جلو تحرك و پيشرفت جامعه را گرفته است.

 

انتشار در: روزنامه همشهری. 19 ارديبهشت ماه 1384.

گفت‌وگو‌ها

 

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2006 naghed.net