naghed.net

 

 



» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

مؤلف ايرانی - ناشر آلمانی

در انتظار يک اثر ارزشمند

 

گفت ‏و گو با خسرو ناقد مؤلف فرهنگ دوزبانه آلمانى – فارسى
 
  گفتگو: سيد ابوالحسن مختاباد 

اشاره: فرهنگ‏نويسى، به خصوص در حوزه فرهنگ‏هاى دوزبانه، كارى دشوار و پيچيده است و مرد كهنى بايد كه چنين بارى را بر دوش كشد و به مقصود رساند. خسرو ناقد از جمله اين چهره‏ها است كه در عرصه فرهنگ‏نويسى تجارب فراوانى دارد و دانش و بصيرت وى در اين حوزه بر همه آشكار. وى در آلمان و در نزديكى فرانكفورت زندگى مى‏كند و تا آنجايى كه اطلاعات ما اجازه مى‏دهد، تنها ايرانى است كه با يك ناشر صاحب اعتبار آلمانى در حوزه فرهنگ‏هاى دوزبانه همكارى دارد. نخستين فرهنگ آلمانى - فارسى و فارسى - آلمانى وى اوايل سال 2002 از سوى مؤسسه لانگن‏شايت (LANGENSCHEIDT)  روانه بازار نشر مى‏شود. ناقد پيش از اين رباعيات خيام را به زبان آلمانى برگردانده بود و در تدارك دومين و سومين فرهنگ آلمانى - فارسى است كه خود مى‏گويد تا زمان انتشار سومين آن ده سالى زمان لازم است. با وى در غرفه اتحاديه ناشران و كتابفروشان ايران در نمايشگاه بين‏المللى فرانكفورت گفت‏وگويى انجام داده‏ايم كه مى‏خوانيد:
 
- باتوجه به اينكه تعداد فرهنگ آلمانى به فارسى در ايران خيلى محدود است و كارهايى هم كه شده مشخص نيست تا چه اندازه طرفى به مقصود بوده است پيش از آن كه به سراغ فرهنگى كه شما تأليف كرده‏ايد برويم مى‏خواستم نظر شما را درباره فرهنگ‏هاى آلمانى به فارسى كه تاكنون در ايران منتشر شده است بدانم و از نقاط ضعف و قوت آنها براى ما و خوانندگان بگوييد؟
» در چند سال اخير، دو فرهنگ دو جلدى نوشته شده، كه يكى از آنها اخيراً چاپ شده و به چاپ دوم هم رسيده است. نام اين فرهنگ، فرهنگ دانشگاهى است كه پس از چاپ اول آن، من نقد مختصرى در نشريه جهان كتاب نوشتم و در آنجا نظرم را گفتم. ايراد اصلى به اين نوع فرهنگ‏ها اين است كه مؤلفان آنها، سنگ بزرگ را برمى‏دارند و از همان ابتدا مى‏خواهند فرهنگ‏هاى دوجلدى به بازار عرضه كنند كه اين امر باعث مى‏شود فرهنگ از نظر معنايى و به خصوص مدخل‏هاى آلمانى، اغلاط فراوانى داشته باشد.
اين درحالى است كه ناشران معتبر آلمان يا ديگر كشورهاى اروپايى سعى مى‏كنند، كار فرهنگ‏نويسى را قدم به قدم پيش ببرند. يعنى ابتدا يك فرهنگ كوچك، در حد فرهنگى كه مناسب جهانگردان و يا حداكثر به كار دانشجويان سال اول مى‏خورد منتشر مى‏كنند. سپس اين كار را ادامه داده و فرهنگ بزرگترى را منتشر مى‏كنند. اما اگر بخواهم نقدى بر فرهنگ منتشر شده آلمانى در ايران داشته باشيم اين است كه در ترجمه‏ها و معادل‏گزينى‏ها سهل‏انگارى فراوانى صورت مى‏گيرد و اين البته در فرهنگهاى انگليسى به فارسى نيز تا قبل از فرهنگهاى دكتر باطنى، حق‏شناس و يا جعفرى وجود داشت.
علاوه بر معادل گزينى مشكل ديگر اين فرهنگ‏ها ترجمه تحت‏اللفظى لغات است. براى نمونه در همين فرهنگ آلمانى به فارسى كه در ايران وجود دارد، عيب بزرگ ترجمه تحت‏اللفظى است. به عنوان مثال به جاى كوتاه كردن افعال مختلف و يافتن و قرار دادن معادل مناسب آن فعل به زبان فارسى، ترجمه آنها را در جملات طولانى مى‏بينيد.
 
- شما در كار فرهنگ آلمانى - فارسى خود چگونه عمل كرديد؟
» تمام تلاش من اين بود كه معادل گزينى كنم و برابر هر واژه، مدخل و سرمدخل آلمانى، معادل فارسى را، از كتاب‏هاى معتبرى مثل، فرهنگ دهخدا و معين و فرهنگ‏هاى معتبر ديگر بيرون بياورم و مقابل آنها قرار دهم.
 
- شيوه شما براى نوشتن فرهنگ چگونه بود؟ آيا يك فرهنگ آلمانى را به عنوان اصل كار قرار داديد؟
» نه. اين كارى بود كه در ايران انجام دادند كه يك فرهنگ معتبر آلمانى را معيار قرار دادند و آن را در واقع ترجمه كردند. اما قراردادى كه من با بنگاه انتشاراتى آلمانى داشتم، اين بود كه آنها فهرستى از لغات آلمانى روزآمد و رايج را در زبان آلمانى در اختيارم گذاشتند. البته، همين جا اشاره كنم كه فرهنگى كه من تأليف كرده‏ام در ايران به فرهنگ دوسويه معروف است كه در آن هم زبان مقصد به مبدأ و هم زمان مبدأ به مقصد وجود دارد، يعنى فارسى به آلمانى و آلمانى به فارسى. البته اين فرهنگ يك جلدى است. آنها (ناشر) واژه‏گزينى و انتخاب مدخل و سرمدخل بخش فارسى به آلمانى را به اختيار من گذاشت. من هم فهرستى از لغات رايج و متداول در زبان فارسى امروز را تهيه كردم و معادل‏هاى مناسب و مطلوبى برايشان برگزيدم.
 
- اين فرهنگ چه كاربردى دارد و چه كسانى از آن استفاده مى‏كنند؟
 » احتمالاً احتياجات دانشجويان ترم‏هاى اول و دوم رشته‏هاى شرق‏شناسى و ايران‏شناسى را برآورده مى‏سازد. از سوى ديگر ناشر از من خواسته كه اين فرهنگ را به گونه‏اى تنظيم كنم كه جهانگردان آلمانى را كه به ايران و كشورهاى فارسى زبان همانند تاجيكستان و افغانستان مى‏روند به كار آيد. خوشبختانه به خاطر تحولاتى كه در سالهاى اخير در ايران به وجود آمده است، جهانگردهاى اروپايى به خصوص آلمانى به ايران علاقه پيدا كرده‏اند و سفرهاى فرهنگى به ايران رو به فزونى نهاده است، لذا اين فرهنگ مى‏تواند احتياجات روزمره آنها را برآورده سازد.
 
- يعنى ناشر تهيه اين فرهنگ را براى استفاده آلمانى‏ها به شما سفارش داده است؟
 » بله. لذا تمام واژه‏ها و مثال‏ها و اصطلاحات فارسى كه در اين فرهنگ آمده حتى در صفحه عنوان آن، بدون استثناء آوانگارى شده و اين كار از مشكلات عظيم من بود كه مى‏بايست، آوانگارى واژه‏هاى فارسى را انجام دهم، چون مخاطبان اوليه اين فرهنگ آلمانى هستند. البته فارسى زبان‏ها هم مى‏توانند از آن استفاده كنند ولى هدف ما از تأليف آن مخاطبان آلمانى بودند. ما براى اين فرهنگ و فونتيك و آوانگارى آن برنامه‏اى نوشتيم كه برادرِ من دكتر محسن ناقد اين برنامه را تهيه كرده است. ايشان كه دكتراى ميكروالكترونيك هستند اين كار را در كنار حرفه اصلى‏شان انجام دادند و اگر اين فرهنگ كه قرار است در ژانويه 2002 به بازار عرضه شود، در دسترس علاقه‏مندانش قرار گيرد، اين نخستين كارى است كه آوانگارى آن با اين نرم‏افزار پايه‏گذارى شده است. براى آوانگارى اين فرهنگ به يك فنوتيك بين‏المللى احتياج داشتيم كه اين امر نيز به وسيله نرم‏افزار انجام شده است.
 
- نرم‏افزار شما صوتى هم هست؟
 » امكانات برنامه طورى تنظيم شده كه اگر مؤسسه انتشاراتى بخواهد فرهنگ را به صورت CD در بياورد، اين ظرفيت برايش وجود داشته باشد. ما اين برنامه را روى word نوشتيم و به همين خاطر امكان به CD درآوردن و برنامه صوتى در آن فرهنگ وجود دارد.
 
- به طور كلى فرهنگ شما چه ويژگى‏هايى دارد؟

 » نخستين ويژگى اين فرهنگ كوچك بودن آن است. هم به لحاظ شمار سرمدخل‏ها و هم به لحاظ قطع و اندازه در مجموع در برگيرنده 18 هزار لغت و اصطلاح است. خوشبختانه در اين امر ما و ناشران آلمانى توافق كامل وجود داشت. هم ناشر و هم ما بر اين نظر بوديم كه براى آغاز كار كتابى آماده كنيم كه نياز دانش‏آموزان و دانشجويان را در آغاز فراگيرى زبان آلمانى و يا زبان فارسى بر آورد.
 به علاوه به كار جهانگردان و گردشگران آلمانى و ايرانى بيايد. در واقع كوش شده است تا مدخل‏هاى پركار برد و واژه‏هاى رايج زبان‏هاى فارسى و آلمانى در اين فرهنگ گرد آيد. از ويژگى‏هاى ديگر اين فرهنگ جداسازى حوزه‏هاى معنايى گوناگون چون حوزه تاريخ، سياست، مذهب، فلسفه، پزشكى، تكنيك و غيره و همچنين تفكيك افعال لازم و متعدى و تمايز مقوله‏هاى دستورى چون قيد، صفت ضمير و غيره است.
 
- چرا با ناشر آلمانى كار كرديد؟
» با وجود اينكه در ايران ناشرانى چون «فرهنگ معاصر» در انتشار فرهنگ دوزبانه ذوق و سليقه فراوانى به خرج مى‏دهند و حتى كارشان با استانداردهاى بين‏المللى رقابت مى‏كند. اما اين واقعيتى است كه بايد بپذيريم و آن اينكه ناشران اروپايى به خصوص انتشارات لانگن‏شايت از بزرگترين، معتبرترين، قديمى‏ترين ناشران فرهنگ‏هاى دوزبانه در كشورهاى آلمانى زبان هستند و كارشان در سطحى بسيار عالى قرار دارد.
 
- چگونه با آنها به توافق رسيديد؟
» يكى از مسؤولان اين انتشاراتى با من صحبت كردند و گفتند كه تا به حال دست‏نوشته‏هاى زيادى از سوى آلمانى‏ها و ايرانى‏ها، براى نوشتن فرهنگ دوزبانه آلمانى - فارسى به آنها داده شده و آنها بعد از بررسى به دليل ضعف كارها قبول نكردند و وقتى پيشنهادات و دست‏نوشته‏هايم را ديدند، كار را به سرعت قبول كردند و براى من افتخارى است كه اين كار را كه در حال حاضر در آلمان انجام مى‏شود يك ايرانى انجام داده است و در حالى كه فرهنگ‏هاى عربى به آلمانى و برعكس را آلمانى‏ها انجام داده‏اند و حتى فرهنگ‏هاى زبان انگليسى و فرهنگ‏هاى زبان‏هاى فرانسوى را هم آلمانى‏ها انجام مى‏دهند و اين از معدود فرهنگ‏هايى است كه يك ايرانى انجام مى‏دهد. اعتبار اين مؤسسه و انگيزه‏هاى ديگر سبب شد تا به سمت اين كار و انجام آن بروم.
 
- قصد همكارى با ناشرى ايرانى را نداريد؟
 » با آقاى داود موسايى مدير انتشارات فرهنگ معاصر، گفت‏وگوهايى مقدماتى انجام شده و قرار است كه من در كنار كارى كه براى ناشر آلمانى انجام مى‏دهم، فرهنگى را هم براى ايشان آماده كنم كه در ايران منتشر شود.
 
- قرارداد كار چگونه بسته شد و آيا در اينجا نيز مشكلات ناشر و مؤلف و حق‏الزحمه مؤلف حضور و بروز دارد؟
 » برخلاف ناشران ايرانى كه حق‏الزحمه پرداختى به اهل قلم را بسيار كم محاسبه مى‏كنند، آن هم به دليل شمارگان و قيمت پايين كتاب و به مؤلفان و اهل قلم نمى‏توانند آن طور كه بايد و شايد حق‏التأليف بدهند. در اين جا ناشران آلمانى دستشان باز است.
 
- نحوه قرارداد با شما چگونه است. آيا براساس اين كه كار را تكميل كنيد از درصدى از پشت جلد دستمزد مى‏گيريد يا اينكه به شما سفارش كار و رقم معينى را پيشنهاد دادند؟
 » قاعده قرارداد مؤلف و ناشر در تأليف فرهنگ‏هاى دو زبانه اين است كه چون كتابهاى اين گونه در چاپ‏هاى اول و دوم نمى‏ماند و چاپ‏هاى متعددى از آنها مى‏شود، لذا ناشر براساس درصدى از پشت جلد با مؤلف، قرارداد نمى‏بندد. براى نمونه ناشر همين فرهنگ با من براساس مبلغ مشخصى قرارداد بسته تا چهار سال روى اين فرهنگ كار كنم، حال ناشر مى‏تواند اين فرهنگ را به هر تعدادى كه مى‏خواهد چاپ كند و حتى تجديد چاپ كند. تنها موضوعى كه در اين قرارداد آمده و اين در اين گونه فرهنگها مرسوم است، كه انجام شود، آن است كه پس از چند سال اگر فرهنگ مى‏بايد ويرايش جديدى شود در آن زمان، قرارداد جديدى بسته مى‏شود. البته پيش از اين من رباعيات خيام را به زبان آلمانى ترجمه كردم و چاپ شد. براى آن كتاب كه نه سالى از چاپ آن مى‏گذرد و در ايران هم در نشرياتى چون، كلك و نشر دانش انعكاس پيدا كرد و در آلمان هم مورد استقبال قرار گرفت، برحسب پشت جلد قرارداد امضا كردم.

 
- اين نكته‏اى كه شما اشاره كرديد و در آلمان بسيار مشخص است، در داخل كشور ما از جمله گرههاى كور نشر است، به نحوى كه هنوز بر سر حق‏التأليف كارهاى گروهى همانند فرهنگ‏نويسى، مجادلات فراوانى بين ناشر و مؤلفان وجود دارد؟
 » در اينجا اگرچه كار گروهى هم انجام مى‏گيرد، اما در نهايت يك مدير توليد طرف قرارداد ناشر و مؤلف است. براى نمونه من با برادرم يك قرارداد بستم و ايشان براى تهيه نرم‏افزار با من طرف قرارداد است و نه با ناشر. در واقع ناشر دربندى از قرارداد قيد مى‏كند كه ما (ناشر) فقط شما (خسرو ناقد) را مى‏شناسيم و نه كس ديگر را. بنابراين ناشر با يك نفر قرارداد مى‏بندد و آن يك نفر يا خودش از عهده تأليف فرهنگ برمى‏آيد و تمام حقوق براى خودش است و يا اينكه به كمك همكاران احتياج دارد. در تجديد چاپ يا ويراستارى چاپ‏هاى بعدى تمام حقوق متعلق به كسى است كه قرارداد را با ناشر امضاء كرده است.
 
- باتوجه به اينكه كار فرهنگ‏نويسى امرى وقت‏گير است، نحوه قرارداد ناشر با شما چگونه بود؟
» در اينجا، به جز فرهنگ‏هاى انگليسى، فرانسه، ايتاليايى، اسپانيايى كه زبانهاى زنده و بزرگ دنيا هستند و كتابهاى آنها شمارگانهاى ميليونى دارند، مثل كار من قرارداد مى‏بندند. براى تهيه فرهنگ‏هاى زبان‏هاى بزرگ دنيا واحد ويرايش وجود دارد و مرتب چند نفر زبان‏شناس را استخدام مى‏كنند و اين فرهنگ‏ها را هرسال يا دو سال يكبار ويرايش و روزآمد مى‏كنند.
تا جايى كه بنده مطلع هستم، مؤسسه فرهنگ معاصر چنين تيم پژوهشى را در اختيار دارد و واحد ويرايش آن مؤسسه، سالانه كارها را بازپيرايى مى‏كند. در آلمان اين گونه تيمهاى پژوهشى جز همان حقوقى كه از طرف مؤسسه به پژوهشگران و زبان‏شناسان پرداخت مى‏شود، از فروش كتاب هيچ درصدى دريافت نمى‏كنند، اما در ايران نمى‏دانم كه وضعيت دقيقاً به چه صورتى است.


انتشار در: نشریه کتاب هفته، شماره 30، 24 آبان 1380 (15 نوامبر 2001).

  

گفت‌وگو‌ها

 

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2006 naghed.net